impotency

[ایالات متحده]/'impətəns,-tənsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ناتوانی، اختلال جنسی

جملات نمونه

He is good at urology diseases such as prostate hyperplasia, acute or onic prostatitis, difficult prostatitis, impotency, prospermia, ED, Stds, deficiency of sperm, male sterility.

او در بیماری‌های اورولوژی مانند هایپرپلازی پروستات، پروستاتیت حاد یا مزمن، پروستاتیت دشوار، ناتوانی جنسی، پروپرما، اختلال نعوظ، بیماری‌های مقاربتی جنسی، کمبود اسپرم و ناباروری مردانه مهارت دارد.

impotency can be caused by various factors

عوامل مختلفی می‌توانند باعث سستی جنسی شوند

impotency is a common issue among men

سستی جنسی یک مشکل رایج در بین مردان است

impotency can have a significant impact on relationships

سستی جنسی می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر روابط داشته باشد

impotency may require medical intervention

ممکن است سستی جنسی نیاز به مداخله پزشکی داشته باشد

impotency is a sensitive topic for many men

سستی جنسی یک موضوع حساس برای بسیاری از مردان است

impotency can be a source of embarrassment

سستی جنسی می‌تواند منبع شرمس باشد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید