| جمع | inamoratoes |
my inamorato
معشوق من
dear inamorato
معشوق گرامی
beloved inamorato
معشوق مورد علاقه
sweet inamorato
معشوق شیرین
charming inamorato
معشوق جذاب
my inamorato's smile
لبخند معشوق من
loyal inamorato
معشوق وفادار
my inamorato's heart
قلب معشوق من
inamorato forever
معشوق برای همیشه
she finally introduced her inamorato to her family.
او بالاخره ایناموراتویش را به خانوادهاش معرفی کرد.
his inamorato surprised him with a romantic dinner.
ایناموراتوی او با یک شام رمانتیک او را غافلگیر کرد.
they have been inamorato for over a year now.
آنها بیش از یک سال است که ایناموراتوی یکدیگر هستند.
she wrote a poem for her inamorato on valentine's day.
او در روز ولنتاین برای ایناموراتوی خود شعر نوشت.
his inamorato often travels for work, making it hard to meet.
ایناموراتوی او اغلب به دلیل سفر کاری، ملاقات با او را دشوار میکند.
they shared a deep connection as inamorato.
آنها به عنوان ایناموراتو ارتباط عمیقی داشتند.
her inamorato is always supportive of her dreams.
ایناموراتوی او همیشه از رویاهای او حمایت میکند.
he felt grateful to have such an understanding inamorato.
او سپاسگزار بود که چنین ایناموراتوی درکی دارد.
they often go on adventures together as inamorato.
آنها اغلب به عنوان ایناموراتو ماجراجویی های مشترک را تجربه می کنند.
his inamorato has a great sense of humor.
ایناموراتوی او حس شوخ طبعی خوبی دارد.
my inamorato
معشوق من
dear inamorato
معشوق گرامی
beloved inamorato
معشوق مورد علاقه
sweet inamorato
معشوق شیرین
charming inamorato
معشوق جذاب
my inamorato's smile
لبخند معشوق من
loyal inamorato
معشوق وفادار
my inamorato's heart
قلب معشوق من
inamorato forever
معشوق برای همیشه
she finally introduced her inamorato to her family.
او بالاخره ایناموراتویش را به خانوادهاش معرفی کرد.
his inamorato surprised him with a romantic dinner.
ایناموراتوی او با یک شام رمانتیک او را غافلگیر کرد.
they have been inamorato for over a year now.
آنها بیش از یک سال است که ایناموراتوی یکدیگر هستند.
she wrote a poem for her inamorato on valentine's day.
او در روز ولنتاین برای ایناموراتوی خود شعر نوشت.
his inamorato often travels for work, making it hard to meet.
ایناموراتوی او اغلب به دلیل سفر کاری، ملاقات با او را دشوار میکند.
they shared a deep connection as inamorato.
آنها به عنوان ایناموراتو ارتباط عمیقی داشتند.
her inamorato is always supportive of her dreams.
ایناموراتوی او همیشه از رویاهای او حمایت میکند.
he felt grateful to have such an understanding inamorato.
او سپاسگزار بود که چنین ایناموراتوی درکی دارد.
they often go on adventures together as inamorato.
آنها اغلب به عنوان ایناموراتو ماجراجویی های مشترک را تجربه می کنند.
his inamorato has a great sense of humor.
ایناموراتوی او حس شوخ طبعی خوبی دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید