inamorato

[ایالات متحده]/ˌɪn.əˈmɔː.rə.təʊ/
[بریتانیا]/ˌɪn.əˈmɑː.rəˌtoʊ/

ترجمه

n.عاشق; شریک مرد; معشوق; عزیز
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

my inamorato

معشوق من

dear inamorato

معشوق گرامی

beloved inamorato

معشوق مورد علاقه

sweet inamorato

معشوق شیرین

charming inamorato

معشوق جذاب

my inamorato's smile

لبخند معشوق من

loyal inamorato

معشوق وفادار

my inamorato's heart

قلب معشوق من

inamorato forever

معشوق برای همیشه

جملات نمونه

she finally introduced her inamorato to her family.

او بالاخره ایناموراتویش را به خانواده‌اش معرفی کرد.

his inamorato surprised him with a romantic dinner.

ایناموراتوی او با یک شام رمانتیک او را غافلگیر کرد.

they have been inamorato for over a year now.

آنها بیش از یک سال است که ایناموراتوی یکدیگر هستند.

she wrote a poem for her inamorato on valentine's day.

او در روز ولنتاین برای ایناموراتوی خود شعر نوشت.

his inamorato often travels for work, making it hard to meet.

ایناموراتوی او اغلب به دلیل سفر کاری، ملاقات با او را دشوار می‌کند.

they shared a deep connection as inamorato.

آنها به عنوان ایناموراتو ارتباط عمیقی داشتند.

her inamorato is always supportive of her dreams.

ایناموراتوی او همیشه از رویاهای او حمایت می‌کند.

he felt grateful to have such an understanding inamorato.

او سپاسگزار بود که چنین ایناموراتوی درکی دارد.

they often go on adventures together as inamorato.

آنها اغلب به عنوان ایناموراتو ماجراجویی های مشترک را تجربه می کنند.

his inamorato has a great sense of humor.

ایناموراتوی او حس شوخ طبعی خوبی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید