utter inanities
بیمعناییهای آشکار
discuss inanities
بحث درباره بیمعناییها
ignore inanities
نادیده گرفتن بیمعناییها
propose inanities
پیشنهاد بیمعناییها
laugh at inanities
خندیدن به بیمعناییها
criticize inanities
انتقاد از بیمعناییها
embrace inanities
پذیرش بیمعناییها
explain inanities
توضیح درباره بیمعناییها
believe inanities
باور کردن به بیمعناییها
avoid inanities
اجتناب از بیمعناییها
he often fills conversations with inanities.
او اغلب مکالمات را با بیربطیها پر میکند.
we should avoid discussing such inanities at the meeting.
ما باید از بحث در مورد چنین بیربطیهایی در جلسه خودداری کنیم.
her speech was full of inanities that bored the audience.
سخنرانی او پر از بیربطیهایی بود که مخاطبان را خسته کرد.
they laughed at the inanities shared during lunch.
آنها در طول ناهار به بیربطیهایی که به اشتراک گذاشته شده بود خندیدند.
inanities often distract us from serious discussions.
بیربطیها اغلب ما را از بحثهای جدی دور میکنند.
he tends to speak in inanities when nervous.
وقتی عصبی است، او معمولاً با بیربطیها صحبت میکند.
let’s focus on important matters, not on inanities.
بیایید روی مسائل مهم تمرکز کنیم، نه روی بیربطیها.
they filled the air with inanities instead of meaningful conversation.
آنها به جای مکالمه معنادار، هوا را با بیربطیها پر کردند.
it’s frustrating to hear such inanities during serious debates.
شنیدن چنین بیربطیهایی در طول مناظرههای جدی ناامیدکننده است.
his comments were often dismissed as mere inanities.
نظرات او اغلب صرفاً به عنوان بیربطی رد میشدند.
utter inanities
بیمعناییهای آشکار
discuss inanities
بحث درباره بیمعناییها
ignore inanities
نادیده گرفتن بیمعناییها
propose inanities
پیشنهاد بیمعناییها
laugh at inanities
خندیدن به بیمعناییها
criticize inanities
انتقاد از بیمعناییها
embrace inanities
پذیرش بیمعناییها
explain inanities
توضیح درباره بیمعناییها
believe inanities
باور کردن به بیمعناییها
avoid inanities
اجتناب از بیمعناییها
he often fills conversations with inanities.
او اغلب مکالمات را با بیربطیها پر میکند.
we should avoid discussing such inanities at the meeting.
ما باید از بحث در مورد چنین بیربطیهایی در جلسه خودداری کنیم.
her speech was full of inanities that bored the audience.
سخنرانی او پر از بیربطیهایی بود که مخاطبان را خسته کرد.
they laughed at the inanities shared during lunch.
آنها در طول ناهار به بیربطیهایی که به اشتراک گذاشته شده بود خندیدند.
inanities often distract us from serious discussions.
بیربطیها اغلب ما را از بحثهای جدی دور میکنند.
he tends to speak in inanities when nervous.
وقتی عصبی است، او معمولاً با بیربطیها صحبت میکند.
let’s focus on important matters, not on inanities.
بیایید روی مسائل مهم تمرکز کنیم، نه روی بیربطیها.
they filled the air with inanities instead of meaningful conversation.
آنها به جای مکالمه معنادار، هوا را با بیربطیها پر کردند.
it’s frustrating to hear such inanities during serious debates.
شنیدن چنین بیربطیهایی در طول مناظرههای جدی ناامیدکننده است.
his comments were often dismissed as mere inanities.
نظرات او اغلب صرفاً به عنوان بیربطی رد میشدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید