inaptitudes

[ایالات متحده]/ɪnˈæptɪtjuːdz/
[بریتانیا]/ɪnˈæptɪtudz/

ترجمه

n. کمبود توانایی یا مهارت

عبارات و ترکیب‌ها

inaptitudes recognized

شناسایی ضعف‌ها

inaptitudes addressed

رسیدگی به ضعف‌ها

inaptitudes identified

تشخیص ضعف‌ها

inaptitudes overlooked

نادیده گرفتن ضعف‌ها

inaptitudes revealed

افشای ضعف‌ها

inaptitudes assessed

ارزیابی ضعف‌ها

inaptitudes exposed

بر ملا شدن ضعف‌ها

inaptitudes acknowledged

اعتراف به ضعف‌ها

inaptitudes eliminated

حذف ضعف‌ها

inaptitudes minimized

کاهش ضعف‌ها

جملات نمونه

his inaptitudes in mathematics were evident during the exam.

ناتوانی او در ریاضیات در طول امتحان آشکار بود.

despite her inaptitudes, she tried her best to improve.

با وجود ناتوانی‌هایش، او تمام تلاش خود را برای بهبود انجام داد.

teachers should help students overcome their inaptitudes.

معلمین باید به دانش‌آموزان کمک کنند تا بر ناتوانی‌های خود غلبه کنند.

his inaptitudes did not deter him from pursuing his dreams.

ناتوانی‌های او مانع از دنبال کردن رویاهایش نشد.

inaptitudes in communication can lead to misunderstandings.

ناتوانی در برقراری ارتباط می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

she recognized her inaptitudes and sought help.

او متوجه ناتوانی‌های خود شد و به دنبال کمک کرد.

inaptitudes in leadership can affect team morale.

ناتوانی در رهبری می‌تواند بر روحیه تیمی تأثیر بگذارد.

his inaptitudes were overshadowed by his other skills.

مهارت‌های دیگر او بر ناتوانی‌هایش غلبه کرد.

identifying inaptitudes early can help in personal development.

تشخیص زودهنگام ناتوانی‌ها می‌تواند به رشد شخصی کمک کند.

inaptitudes in planning can lead to project failures.

ناتوانی در برنامه‌ریزی می‌تواند منجر به شکست پروژه‌ها شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید