includable

[ایالات متحده]/ɪnˈkluːdəbl/
[بریتانیا]/ɪnˈkluːdəbl/

ترجمه

adj. قابل گنجاندن

عبارات و ترکیب‌ها

includable items

اقلام قابل احتواء

includable expenses

هزینه‌های قابل احتواء

includable features

ویژگی‌های قابل احتواء

includable services

خدمات قابل احتواء

includable data

داده‌های قابل احتواء

includable categories

دسته‌بندی‌های قابل احتواء

includable materials

مواد قابل احتواء

includable options

گزینه‌های قابل احتواء

includable content

محتوای قابل احتواء

includable assets

دارایی‌های قابل احتواء

جملات نمونه

the project budget is includable in the final report.

بودجه پروژه قابل درج در گزارش نهایی است.

all relevant expenses are includable for reimbursement.

تمام هزینه‌های مرتبط قابل بازپرداخت هستند.

includable items must be clearly listed.

موارد قابل درج باید به وضوح فهرست شوند.

the tax deductions are includable under the new law.

کسر مالیات تحت قانون جدید قابل درج است.

make sure to check which expenses are includable.

مطمئن شوید کدام هزینه‌ها قابل درج هستند.

includable costs can affect the overall budget.

هزینه‌های قابل درج می‌توانند بر بودجه کلی تأثیر بگذارند.

he provided a list of includable benefits for employees.

او فهرستی از مزایای قابل درج برای کارمندان ارائه کرد.

the terms of service outline includable content.

شرایط خدمات محتوای قابل درج را مشخص می‌کند.

includable items vary by program and funding.

موارد قابل درج بسته به برنامه و بودجه متفاوت است.

understanding what is includable is essential for compliance.

درک اینکه چه چیزی قابل درج است برای رعایت الزامات ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید