suitable for
مناسب برای
suitable candidate
نامزد مناسب
suitable location
محل مناسب
suitable temperature
دمای مناسب
a book not suitable for children.
کتابی که برای کودکان مناسب نیست.
land suitable for development.
زمینی مناسب برای توسعه
a play suitable for acting
نمایشی مناسب برای اجرا
books suitable for children
کتابهای مناسب برای کودکان
This toy is not suitable for young children.
این اسباببازی برای کودکان خردسال مناسب نیست.
It is a suitable location for a new school.
این یک مکان مناسب برای یک مدرسه جدید است.
It was difficult to find a suitable location.
پیدا کردن یک مکان مناسب دشوار بود.
This wine is not suitable to my taste.
این شراب با سلیقهی من همخوانی ندارد.
an overcoat suitable for everyday wear;
یک پالتوی مناسب برای پوشیدن روزمره;
aim the camcorder at some suitable object.
دوربین فیلمبرداری را به سمت یک شی مناسب بچرخانید.
paints suitable for application on fabric.
رنگهایی مناسب برای استفاده روی پارچه.
a property suitable for occupation by older people.
ملکی مناسب برای سکونت افراد مسن.
a suitable length of wood with square ends.
یک طول مناسب چوب با انتهای مربعی.
Suitable for most of hardwood and corkwood.
مناسب برای اکثر چوبهای سخت و چوب پنبه
Jetter can supply suitable equipment.
جتر میتواند تجهیزات مناسب را تامین کند.
a young quahog suitable to be eaten raw.
یک کوهگ جوان که برای خوردن خام مناسب است.
They don't think this article is suitable for publication.
آنها فکر نمیکنند این مقاله برای انتشار مناسب باشد.
he may be a suitable companion—but don't bet on it.
او ممکن است یک همراه مناسب باشد - اما روی آن شرط نگذارید.
each and every boy found his way into a suitable occupation.
هر پسر توانست راه خود را به سمت یک شغل مناسب پیدا کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید