task incompletion
تکمیل نشدن وظیفه
report incompletion
تکمیل نشدن گزارش
project incompletion
تکمیل نشدن پروژه
incompletion notice
اطلاع رسانی عدم تکمیل
incompletion issue
مشکل عدم تکمیل
incompletion report
گزارش عدم تکمیل
incompletion status
وضعیت عدم تکمیل
incompletion analysis
تجزیه و تحلیل عدم تکمیل
incompletion assessment
ارزیابی عدم تکمیل
incompletion feedback
بازخورد عدم تکمیل
the report was submitted with a sense of incompletion.
گزارش با احساس عدم تکمیل ارائه شد.
her feelings of incompletion led her to seek new experiences.
احساس عدم تکمیل او باعث شد تا به دنبال تجربیات جدید بگردد.
the project faced delays due to its incompletion.
به دلیل عدم تکمیل، پروژه با تاخیر مواجه شد.
his incompletion of the assignment was disappointing.
عدم انجام وظیفه او ناامیدکننده بود.
incompletion in the software led to numerous bugs.
عدم تکمیل در نرم افزار منجر به اشکالات متعدد شد.
she felt a deep sense of incompletion in her life.
او احساس کرد که در زندگی خود یک حس عمیق از عدم تکمیل دارد.
the artist's work was marked by a deliberate sense of incompletion.
کارهای هنرمند با حس آگاهانه ای از عدم تکمیل مشخص می شد.
incompletion in communication can lead to misunderstandings.
عدم تکمیل در ارتباط می تواند منجر به سوء تفاهم شود.
he struggled with feelings of incompletion throughout his career.
او در طول دوران حرفه ای خود با احساسات عدم تکمیل دست و پنجه نرم کرد.
the incompletion of the building was a major concern for the investors.
عدم تکمیل ساختمان یک نگرانی بزرگ برای سرمایه گذاران بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید