incrusting

[ایالات متحده]/ɪnˈkrʌstɪŋ/
[بریتانیا]/ɪnˈkrʌstɪŋ/

ترجمه

n. تشکیل یک پوسته سخت؛ تشکیل یک قشر؛ تشکیل مواد پوسته‌پوسته‌شونده؛ تجمع کثیفی یا آلودگی

عبارات و ترکیب‌ها

incrusting minerals

مواد معدنی پوششی

incrusting algae

جلبک‌های پوششی

incrusting coral

مرجان‌های پوششی

incrusting bacteria

باکتری‌های پوششی

incrusting layer

لایه پوششی

incrusting fungi

قارچ‌های پوششی

incrusting growth

رشد پوششی

incrusting deposits

رسوبات پوششی

incrusting texture

بافت پوششی

incrusting surface

سطح پوششی

جملات نمونه

the artist is incrusting jewels onto the sculpture.

هنرمند جواهرات را بر روی مجسمه می‌کارد.

they are incrusting the cake with layers of chocolate.

آنها کیک را با لایه‌های شکلات می‌کارند.

the workers are incrusting the walls with beautiful tiles.

کارگران دیوارها را با کاشی‌های زیبا می‌کارند.

incrusting the furniture with gold leaf gives it a luxurious look.

آب‌کاری مبلمان با برگ طلا به آن ظاهری لوکس می‌دهد.

the craftsmen are incrusting the wooden box with intricate designs.

صنعتگران جعبه چوبی را با طرح‌های پیچیده می‌کارند.

she enjoys incrusting her nails with colorful gems.

او از تزئین ناخن‌هایش با سنگ‌های قیمتی رنگارنگ لذت می‌برد.

the ancient temple is incrusting with carvings and mosaics.

معبد باستانی با حکاکی‌ها و موزاییک‌ها تزئین شده است.

incrusting the rock with minerals creates stunning formations.

آب‌کاری سنگ با مواد معدنی، ساختارهای خیره‌کننده‌ای ایجاد می‌کند.

he is incrusting his collection of coins with protective layers.

او مجموعه سکه‌های خود را با لایه‌های محافظتی می‌کارد.

the designer is incrusting the dress with sequins and beads.

طراح لباس را با پولک و مهره تزئین می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید