incubates

[ایالات متحده]/ˈɪŋkjʊbeɪts/
[بریتانیا]/ˈɪŋkjʊbeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (از تخم‌مرغ‌ها) جوجه‌کشی کردن؛ به تخم‌مرغ‌ها جوجه‌کشی کردن؛ به حالت خوابیده بودن (در پزشکی)؛ به تدریج شکل گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

incubates ideas

ایده‌ها را پرورش می‌دهد

incubates talent

استعدادها را پرورش می‌دهد

incubates projects

پروژه‌ها را پرورش می‌دهد

incubates innovation

نوآوری را پرورش می‌دهد

incubates startups

شرکت‌های نوپا را پرورش می‌دهد

incubates growth

رشد را پرورش می‌دهد

incubates solutions

راه حل‌ها را پرورش می‌دهد

incubates concepts

مفاهیم را پرورش می‌دهد

incubates partnerships

همکاری‌ها را پرورش می‌دهد

incubates creativity

خلاقیت را پرورش می‌دهد

جملات نمونه

the organization incubates new startups.

سازمان استارت‌آپ‌های جدید را پرورش می‌دهد.

she incubates her ideas before sharing them.

او قبل از به اشتراک گذاشتن، ایده‌های خود را پرورش می‌دهد.

the lab incubates various bacteria for research.

آزمایشگاه باکتری‌های مختلف را برای تحقیقات پرورش می‌دهد.

he incubates his creativity through meditation.

او با مدیتیشن، خلاقیت خود را پرورش می‌دهد.

the team incubates innovative solutions to problems.

تیم راه‌حل‌های نوآورانه برای مشکلات را پرورش می‌دهد.

the program incubates talent in the tech industry.

این برنامه استعدادها را در صنعت فناوری پرورش می‌دهد.

they incubate projects that focus on sustainability.

آنها پروژه‌هایی را که بر پایداری تمرکز دارند، پرورش می‌دهند.

her workshop incubates young writers.

کارگاه او نویسندگان جوان را پرورش می‌دهد.

the company incubates ideas for new products.

شرکت ایده‌هایی برای محصولات جدید را پرورش می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید