hatches

[ایالات متحده]/[hɑːtʃɪz]/
[بریتانیا]/[ˈhætʃɪz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دریچه کوچک در زمین یا سقف؛ یک دریچه کوچک در یک وسیله نقلیه، به ویژه ماشین، که به دسترسی به بارگیری اجازه می‌دهد.
v. باز کردن یا بستن یک دریچه؛ تخم‌گشایی.

عبارات و ترکیب‌ها

hatches eggs

گونی‌گوشت را تفکیک می‌کند

hatches a plan

یک برنامه را تفکیک می‌کند

hatched scheme

طرح تفکیک‌شده

hatches open

تفکیک باز می‌کند

hatches closed

تفکیک بسته می‌کند

hatching eggs

گونی‌گوشت‌های تفکیک‌شده

hatches ideas

ایده‌ها را تفکیک می‌کند

hatched plot

طرح تفکیک‌شده

hatches quickly

سریع تفکیک می‌کند

hatches slowly

آراما آرام تفکیک می‌کند

جملات نمونه

the chickens hatched from their eggs last week.

گزیدگی‌ها هفته گذشته از تخم‌هایشان به دنیا آمدند.

we found tiny hatchlings in the nest.

ما گزیدگی‌های کوچکی در گنچه پیدا کردیم.

the ship's hatches were secured before sailing.

دریچه‌های کشتی قبل از سفر امنیت‌یافته بودند.

he carefully checked the hatches on the submarine.

او با دقت دریچه‌های زیردریایی را بررسی کرد.

the turtle hatchlings scurried towards the ocean.

گزیدگی‌های خرسه به سوی دریا پرخاشتند.

the pilot inspected the aircraft hatches.

پیлот دریچه‌های هواپیما را بررسی کرد.

they opened the hatches to ventilate the hold.

آن‌ها دریچه‌ها را باز کردند تا حجره را تهویه کنند.

the hatchlings needed warmth and protection.

گزیدگی‌ها نیاز به گرمی و حفاظت داشتند.

the sea turtle hatch rate was surprisingly high.

نرخ گزیدگی خرسه‌های دریایی به‌طور شگفت‌آوری بالا بود.

she watched the baby birds hatch from their shells.

او گزیدگی پرندگان جوان از پوسته‌هایشان را مشاهده کرد.

the submarine's hatches were watertight.

دریچه‌های زیردریایی آب‌بند بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید