incurability

[ایالات متحده]/ɪnˌkjʊə.rəˈbɪl.ɪ.ti/
[بریتانیا]/ɪnˌkjʊr.əˈbɪl.ɪ.ti/

ترجمه

n. کیفیتی که قابل درمان یا اصلاح نیست

عبارات و ترکیب‌ها

incurability issue

مشکل عدم درمان‌پذیری

incurability diagnosis

تشخیص عدم درمان‌پذیری

incurability risk

ریسک عدم درمان‌پذیری

incurability factor

عامل عدم درمان‌پذیری

incurability assessment

ارزیابی عدم درمان‌پذیری

incurability condition

وضعیت عدم درمان‌پذیری

incurability treatment

درمان عدم درمان‌پذیری

incurability research

تحقیقات عدم درمان‌پذیری

incurability symptom

علائم عدم درمان‌پذیری

incurability debate

بحث در مورد عدم درمان‌پذیری

جملات نمونه

the doctor mentioned the incurability of the disease.

پزشک به عدم درمان‌پذیری بیماری اشاره کرد.

many patients face the harsh reality of incurability.

بسیاری از بیماران با واقعیت تلخ عدم درمان مواجه هستند.

research is ongoing to find treatments for incurability.

تحقیقات برای یافتن درمان برای عدم درمان ادامه دارد.

incurability can lead to feelings of hopelessness.

عدم درمان می‌تواند منجر به احساس ناامیدی شود.

they are studying the causes of incurability in certain conditions.

آنها در حال بررسی علل عدم درمان در شرایط خاص هستند.

support groups help those dealing with incurability.

گروه‌های حمایتی به کسانی که با عدم درمان دست و پنجه نرم می‌کنند کمک می‌کنند.

understanding incurability can help in coping strategies.

درک عدم درمان می‌تواند به استراتژی‌های مقابله کمک کند.

advancements in medicine aim to reduce the rates of incurability.

پیشرفت‌های پزشکی برای کاهش نرخ عدم درمان هدف‌گذاری می‌کنند.

incurability does not always mean the end of hope.

عدم درمان همیشه به معنای پایان دادن به امید نیست.

families often struggle with the concept of incurability.

خانواده‌ها اغلب با مفهوم عدم درمان دست و پنجه نرم می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید