indaba

[ایالات متحده]/ɪnˈdɑːbə/
[بریتانیا]/ɪnˈdɑːbə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جلسه بین مردم بومی آفریقای جنوبی؛ یک گردهمایی کمپینگ.
Word Forms
جمعindabas

عبارات و ترکیب‌ها

community indaba

اجتماع محلی

indaba session

جلسه ایندابا

indaba gathering

گرد همی ایندابا

annual indaba

ایندابا سالانه

indaba discussion

بحث و گفتگو درباره ایندابا

indaba platform

پلتفرم ایندابا

indaba participants

شرکت کنندگان ایندابا

indaba theme

موضوع ایندابا

indaba report

گزارش ایندابا

indaba outcomes

نتایج ایندابا

جملات نمونه

we will hold an indaba to discuss community issues.

ما یک ایندابا برگزار خواهیم کرد تا مسائل جامعه را مورد بحث قرار دهیم.

the indaba focused on sustainable development practices.

ایندابا بر روی شیوه‌های توسعه پایدار متمرکز بود.

during the indaba, various stakeholders shared their perspectives.

در طول ایندابا، ذینفعان مختلف دیدگاه‌های خود را به اشتراک گذاشتند.

an indaba is essential for fostering collaboration.

برگزاری یک ایندابا برای تقویت همکاری ضروری است.

we need to organize an indaba to address these challenges.

ما باید یک ایندابا برای رسیدگی به این چالش‌ها سازماندهی کنیم.

the indaba will take place next week at the community center.

ایندابا هفته آینده در مرکز جامعه برگزار خواهد شد.

participants at the indaba expressed their concerns about education.

شرکت‌کنندگان در ایندابا نگرانی‌های خود را در مورد آموزش ابراز کردند.

it is important to have an indaba to unite different voices.

برگزاری یک ایندابا برای متحد کردن صداهای مختلف مهم است.

the indaba resulted in actionable plans for the future.

ایندابا منجر به برنامه‌های عملی برای آینده شد.

we discussed various strategies during the indaba.

ما در طول ایندابا استراتژی‌های مختلف را مورد بحث قرار دادیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید