indefensibly wrong
به طرز غیرقابل دفاعی نادرست
indefensibly flawed
به طرز غیرقابل دفاعی معیوب
indefensibly biased
به طرز غیرقابل دفاعی مغرضانه
indefensibly unjust
به طرز غیرقابل دفاعی ناعادلانه
indefensibly expensive
به طرز غیرقابل دفاعی گران
indefensibly reckless
به طرز غیرقابل دفاعی بی فکر
indefensibly inadequate
به طرز غیرقابل دفاعی ناکافی
indefensibly cruel
به طرز غیرقابل دفاعی بیرحم
indefensibly negligent
به طرز غیرقابل دفاعی بیاحتیاط
indefensibly absurd
به طرز غیرقابل دفاعی پوچ
his actions were indefensibly reckless during the meeting.
اقدامات او در طول جلسه به طرز توجیهناپذیری بیاحتیاطانه بود.
they made an indefensibly poor decision regarding the budget.
آنها در مورد بودجه تصمیم بسیار بدی گرفتند که قابل توجیه نبود.
indefensibly, she claimed that the project would succeed without any planning.
به طرز توجیهناپذیری، او ادعا کرد که پروژه بدون هیچ برنامهای موفق خواهد شد.
the report was indefensibly biased against certain groups.
گزارش به طرز توجیهناپذیری جانبدارانه گروههای خاص بود.
his indefensibly late arrival caused a lot of frustration.
تاخیر او در رسیدن به طرز توجیهناپذیری باعث ایجاد ناراحتی زیادی شد.
it was indefensibly unfair to treat some employees better than others.
معاملات متفاوت با برخی از کارمندان به طرز توجیهناپذیری غیرمنصفانه بود.
indefensibly, the company ignored the environmental regulations.
به طرز توجیهناپذیری، شرکت مقررات زیست محیطی را نادیده گرفت.
her indefensibly harsh criticism hurt the team's morale.
انتقادات شدید او به طرز توجیهناپذیری باعث آسیب به روحیه تیم شد.
indefensibly, he denied any responsibility for the project failure.
به طرز توجیهناپذیری، او هرگونه مسئولیتی در شکست پروژه را انکار کرد.
the decision to cut funding was indefensibly hasty.
تصمیم کاهش بودجه به طرز توجیهناپذیری عجولانه بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید