wrongfully

[ایالات متحده]/'rɔŋfəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور ناعادلانه، به طور نادرست

عبارات و ترکیب‌ها

wrongfully accused

متهم شده ناحق

wrongfully terminated

به ناحق اخراج شده

wrongfully convicted

به‌طور نادرست محکوم شده

wrongfully arrested

به ناحق دستگیر شده

wrongfully imprisoned

به ناحق زندانی شده

جملات نمونه

I was wrongfully informed.

من به اشتباه و نادرست مطلع شدم.

Malicious gossip could injure his chances of success. It can also mean to treat another unjustly or wrongfully:

شایعات مخرب می تواند شانس موفقیت او را خدشه دار کند. همچنین می تواند به معنای رفتار ناعادلانه یا نادرست با دیگری باشد:

He was wrongfully accused of stealing the money.

او به درستی متهم به سرقت پول نشد.

She was wrongfully terminated from her job.

او به درستی از شغل خود اخراج نشد.

The company wrongfully withheld his salary.

شرکت به درستی حقوق او را بازداشت نکرد.

They were wrongfully convicted of a crime they didn't commit.

آنها به درستی به جرمی که مرتکب نشده بودند، محکوم نشدند.

The landlord wrongfully evicted the tenants.

مالک به درستی موجران را اخراج نکرد.

He was wrongfully blamed for the mistake.

او به درستی به خاطر اشتباه مقصر شناخته نشد.

She was wrongfully denied entry to the event.

او به درستی از ورود به رویداد منع نشد.

The student was wrongfully accused of cheating on the exam.

دانشجو به درستی به تقلب در امتحان متهم نشد.

The athlete was wrongfully disqualified from the competition.

ورزشکار به درستی از مسابقه حذف نشد.

They were wrongfully treated as suspects without any evidence.

آنها به درستی بدون هیچ مدرکی به عنوان مظنون مورد رفتار قرار نگرفتند.

نمونه‌های واقعی

Injustice is about being wrongfully convicted.

ناروا بودن در مورد محکومیت ناعادلانه است.

منبع: TED Talks (Audio Version) May 2015 Compilation

" Ah, of course. He was wrongfully accused of cheating at cards."

" آه، البته. او به دروغ متهم به تقلب در بازی ورق شد."

منبع: The Five Orange Pips of Sherlock Holmes

Mr. White had been wrongfully detained in Iran for almost two years.

آقای وایت به مدت تقریباً دو سال به دروغ در ایران بازداشت شده بود.

منبع: VOA Daily Standard July 2020 Collection

He is an innocent journalist who was carrying out journalistic activities and has been wrongfully detained.

او یک روزنامه‌نگار بی‌گناه است که در حال انجام فعالیت‌های روزنامه‌نگاری بوده و به دروغ بازداشت شده است.

منبع: PBS English News

People wrongfully assumed I have no plans of raising money or doing business in Russia anytime soon.

افراد به درستی حدس زدند که من قصد جمع‌آوری پول یا انجام تجارت در روسیه را در آینده نزدیک ندارم.

منبع: Stanford Open Course: How to Communicate Effectively

And false positives in mass surveillance can cause innocent people to be wrongfully arrested, jailed, or worse.

و نتایج مثبت کاذب در نظارت گسترده می‌تواند باعث دستگیری، زندانی شدن یا بدتر شدن افراد بی‌گناه به دروغ شود.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

The swap did not include another American that the state department has declared wrongfully detained, Paul Whalen.

تبادل شامل یک آمریکایی دیگر که وزارت امور خارجه به دروغ بازداشت شده اعلام کرده است، پل ویلن، نمی‌شود.

منبع: CNN 10 Student English December 2022 Collection

Georgia likely removed nearly 200,000 from voter rolls wrongfully?

احتمالاً جورجیا تقریباً 200000 نفر را به درستی از لیست رای دهندگان حذف کرد؟

منبع: New York Magazine (Video Edition)

And also, Robert Williams being wrongfully arrested, was he released eventually?

همچنین، رابرت ویلیامز که به دروغ دستگیر شده بود، آیا در نهایت آزاد شد؟

منبع: Sway

The school claims YouTube wrongfully blocked some of its politically conservative content.

مدرسه ادعا می کند که YouTube برخی از محتوای سیاسی محافظه کارانه خود را به دروغ مسدود کرده است.

منبع: VOA Special February 2018 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید