rationally

[ایالات متحده]/'ræʃənəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. منطقی، معقول

عبارات و ترکیب‌ها

make decisions rationally

تصمیم‌گیری به صورت منطقی

think rationally

به صورت منطقی فکر کردن

act rationally

به صورت منطقی عمل کردن

جملات نمونه

dealt rationally with the problem;

با مشکل به طور منطقی برخورد کرد؛

a conflict between their rationally held views on the one hand and their emotions and desires on the other.

یک تضاد بین نظرات منطقی آنها از یک طرف و احساسات و خواسته های آنها از طرف دیگر.

Through rationally designing ingate /riser system and effectively using the lunkerite proportion, shrinkage hole and low production yield were eliminated effectively.

با طراحی منطقی سیستم ingate / riser و استفاده موثر از نسبت lunkerite، سوراخ انقباض و بازدهی پایین به طور موثر حذف شدند.

Article 4 The leading posts in the Provincial People's Government and the instrumentalities thereof should be rationally taken by cadres of minority ethnic groups.

ماده 4: پست‌های رهبری در دولت مردمی استان و نهادهای آن باید به طور منطقی توسط کارگزاران گروه‌های قومیتی اقلیت اشغال شود.

Based on analysing the factors influncing loosener efficiency, this paper points out that the operat ing parameters of loosener are an important factor and it must be determinated rationally;

بر اساس تجزیه و تحلیل عوامل موثر بر کارایی شل‌کننده، این مقاله نشان می‌دهد که پارامترهای عملکردی شل‌کننده یک عامل مهم هستند و باید به طور منطقی تعیین شوند؛

Making decisions rationally is important in business.

تصمیم‌گیری به طور منطقی در کسب و کار مهم است.

She always approaches problems rationally, considering all the options.

او همیشه با رویکردی منطقی به حل مشکلات می‌پردازد و تمام جوانب را در نظر می‌گیرد.

To solve this issue, we need to think rationally and logically.

برای حل این مشکل، ما باید به طور منطقی و عقلانی فکر کنیم.

He explained his point of view rationally and calmly.

او دیدگاه خود را به طور منطقی و با آرامش توضیح داد.

It's important to approach conflicts rationally rather than emotionally.

مهم است که با رویکردی منطقی به درگیری‌ها برخورد کنیم تا اینکه احساسی عمل کنیم.

The team made a rationally calculated decision based on available data.

تیم با توجه به داده‌های موجود، تصمیمی را به طور منطقی محاسبه کرد.

She rationally assessed the risks before making a final decision.

او قبل از اتخاذ تصمیم نهایی، خطرات را به طور منطقی ارزیابی کرد.

In order to solve the problem efficiently, we must think rationally.

برای حل مشکل به طور موثر، ما باید به طور منطقی فکر کنیم.

He approached the situation rationally, considering both sides of the argument.

او با رویکردی منطقی به این وضعیت رسید، و هر دو طرف بحث را در نظر گرفت.

Rationally speaking, it makes sense to invest in this opportunity.

به طور منطقی، سرمایه گذاری در این فرصت منطقی به نظر می رسد.

نمونه‌های واقعی

He spoke quite rationally to me.

او با منطق و عقلانیت با من صحبت کرد.

منبع: Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

If we can't talk about this rationally, I will call the police.

اگر نتوانیم به طور منطقی در مورد این موضوع صحبت کنیم، من پلیس را صدا خواهم کرد.

منبع: Deadly Women

Politicians respond, rationally or not, with travel bans, quarantines or trade blocks.

سیاستمداران پاسخ می دهند، چه به طور منطقی و چه غیر منطقی، با ممنوعیت های سفر، قرنطینه یا بلوک های تجاری.

منبع: The Economist (Summary)

But just because we can rationalize our dishonesty does not mean we're acting rationally.

اما صرف این که بتوانیم فریبکاری خود را توجیه کنیم، به این معنی نیست که ما به طور منطقی عمل می کنیم.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation June 2015

We make decisions about partners we cannot rationally explain.

ما تصمیمی در مورد شرکایی می گیریم که نمی توانیم به طور منطقی توضیح دهیم.

منبع: Essential Reading List for Self-Improvement

Is this what you meant by, " I'll behave calmly and rationally" ?

آیا منظورتان از این جمله این بود: "من با آرامش و منطق رفتار خواهم کرد؟"

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 6

Rationally, we know what is happening and what is likely to happen.

به طور منطقی، ما می دانیم چه اتفاقی می افتد و چه احتمال دارد اتفاق بیفتد.

منبع: The Guardian (Article Version)

They know a tough mental workout will strengthen their ability to think rationally.

آنها می دانند که یک تمرین ذهنی سخت توانایی آنها را در تفکر منطقی تقویت می کند.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

For we do not just rationally acknowledge the existence of others, we feel it.

زیرا ما نه تنها وجود دیگران را به طور منطقی به رسمیت نمی شناسیم، بلکه آن را احساس می کنیم.

منبع: Deep Dive into the Movie World (LSOO)

The defence of the rationally ordered state will cost some of its citizens their lives.

دفاع از دولت منظم و منطقی، جان برخی از شهروندان آن را به خطر خواهد انداخت.

منبع: BBC documentary "A Hundred Treasures Talk About the Changes of Time"

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید