indetermination

[ایالات متحده]/ˌɪndɪˌtɜːmɪˈneɪʃən/
[بریتانیا]/ˌɪndɪˌtɜrmɪˈneɪʃən/

ترجمه

n. وضعیت عدم قطعیت یا ناتوانی در تعیین

عبارات و ترکیب‌ها

state of indetermination

حالت عدم قطعیت

sense of indetermination

حس عدم قطعیت

indetermination principle

اصل عدم قطعیت

indetermination of fate

عدم قطعیت سرنوشت

indetermination in choices

عدم قطعیت در انتخاب‌ها

indetermination factor

عامل عدم قطعیت

indetermination effect

اثر عدم قطعیت

concept of indetermination

مفهوم عدم قطعیت

indetermination issue

مشکل عدم قطعیت

indetermination zone

منطقه عدم قطعیت

جملات نمونه

his indetermination about the future is concerning.

ابهام او در مورد آینده نگران کننده است.

she expressed her indetermination in making a decision.

او ابهامی خود را در تصمیم گیری ابراز کرد.

the indetermination in his voice suggested doubt.

ابهام در صدای او نشان دهنده تردید بود.

indetermination can lead to missed opportunities.

ابهام می‌تواند منجر به از دست دادن فرصت‌ها شود.

her indetermination affected the team's progress.

ابهام او بر روند کار تیم تأثیر گذاشت.

indetermination often arises from fear of failure.

ابهام اغلب از ترس شکست ناشی می شود.

he struggled with indetermination during the interview.

او در طول مصاحبه با ابهام دست و پنجه نرم کرد.

indetermination can create tension in relationships.

ابهام می‌تواند باعث ایجاد تنش در روابط شود.

her indetermination was evident in her body language.

ابهام او در زبان بدن او آشکار بود.

overcoming indetermination requires confidence and clarity.

غلبه بر ابهام به اعتماد به نفس و وضوح نیاز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید