indicant

[ایالات متحده]/ˈɪndɪkənt/
[بریتانیا]/ˈɪndɪkənt/

ترجمه

adj. نشان دهنده یا علامت دهنده \nn. یک نشانگر یا علامت؛ در اصطلاحات پزشکی، یک علامت یا نشانه که یک وضعیت را نشان می‌دهد
Word Forms
جمعindicants

عبارات و ترکیب‌ها

indicant factor

عامل نشانگر

indicant signal

سیگنال نشانگر

indicant measure

معیار نشانگر

indicant variable

متغیر نشانگر

indicant feature

ویژگی نشانگر

indicant value

مقدار نشانگر

indicant criteria

معیارهای نشانگر

indicant role

نقش نشانگر

indicant trend

روند نشانگر

indicant outcome

نتیجه نشانگر

جملات نمونه

the weather is an indicant of the season.

هوا نشان‌دهنده فصل است.

high sales can be an indicant of customer satisfaction.

فروش بالا می‌تواند نشان‌دهنده رضایت مشتری باشد.

her smile was an indicant of her happiness.

لبخند او نشان‌دهنده خوشحالی او بود.

changes in behavior are often an indicant of stress.

تغییرات در رفتار اغلب نشان‌دهنده استرس است.

his grades are an indicant of his hard work.

نمرات او نشان‌دهنده تلاش سخت او هستند.

the rising prices are an indicant of inflation.

افزایش قیمت‌ها نشان‌دهنده تورم است.

her enthusiasm is an indicant of her commitment.

اشتیاق او نشان‌دهنده تعهد او است.

frequent absenteeism can be an indicant of underlying issues.

غیبت‌های مکرر می‌تواند نشان‌دهنده مشکلات اساسی باشد.

the report serves as an indicant of market trends.

این گزارش به عنوان نشان‌دهنده روند بازار عمل می‌کند.

his tone was an indicant of his frustration.

حرف او نشان‌دهنده ناراحتی او بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید