indiction

[ایالات متحده]/ɪnˈdɪkʃən/
[بریتانیا]/ɪnˈdɪkʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعلام ارزیابی املاک هر 15 سال یکبار در روم باستان; یک فرمان
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

indiction period

دوره استارت

indiction year

سال استارت

indiction cycle

چرخه استارت

indiction sign

نشانه استارت

indiction phase

فاز استارت

indiction system

سیستم استارت

indiction method

روش استارت

indiction format

فرمت استارت

indiction reference

ارجاع استارت

indiction rule

قانون استارت

جملات نمونه

his indiction of the project was well-received.

اظهار نظر ایشان درباره پروژه به خوبی پذیرفته شد.

the indiction of the new rules was necessary for clarity.

اعلام قوانین جدید برای وضوح لازم بود.

she provided a clear indiction of her expectations.

ایشان به وضوح انتظارات خود را بیان کرد.

the indiction of the meeting time was confusing.

اعلام زمان جلسه گیج‌کننده بود.

his indiction of the problem helped us find a solution.

اظهار نظر ایشان درباره مشکل به ما کمک کرد تا راه حلی پیدا کنیم.

we need a precise indiction of the project's goals.

ما به یک توضیح دقیق از اهداف پروژه نیاز داریم.

the indiction of the process was outlined in the document.

توضیح فرآیند در سند آمده بود.

her indiction of the risks was very informative.

اظهار نظر ایشان درباره خطرات بسیار آموزنده بود.

they sought an indiction of the best practices.

آنها به دنبال توضیح بهترین روش‌ها بودند.

the indiction of the deadline was clear and firm.

مهلت نهایی به وضوح و به طور قاطع اعلام شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید