indigenes

[ایالات متحده]/ˈɪndɪdʒiːn/
[بریتانیا]/ˈɪndɪdʒin/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک گیاه یا حیوان بومی؛ یک فرد بومی

عبارات و ترکیب‌ها

indigene rights

حقوق بومیان

indigene culture

فرهنگ بومی

indigene peoples

قوم‌های بومی

indigene heritage

میراث بومی

indigene knowledge

دانش بومی

indigene identity

هویت بومی

indigene land

زمین بومی

indigene language

زبان بومی

indigene community

جامعه بومی

indigene history

تاریخ بومی

جملات نمونه

the indigene culture is rich in traditions.

فرهنگ بومی، غنی از سنت‌ها است.

many indigene tribes have unique languages.

بسیاری از قبایل بومی دارای زبان‌های منحصر به فرد هستند.

indigene peoples often have deep connections to their land.

مردم بومی اغلب ارتباط عمیقی با سرزمین خود دارند.

indigene rights are crucial for cultural preservation.

حقوق بومی برای حفظ فرهنگ بسیار مهم است.

we should respect the traditions of indigene communities.

ما باید سنت‌های جوامع بومی را محترم بدانیم.

the government is working to support indigene education.

دولت در حال تلاش برای حمایت از آموزش بومیان است.

indigene art reflects the history of the people.

هنر بومی بازتابی از تاریخ مردم است.

many indigene groups face challenges in modern society.

بسیاری از گروه‌های بومی با چالش‌هایی در جامعه مدرن روبرو هستند.

indigene knowledge is valuable for environmental conservation.

دانش بومی برای حفاظت از محیط زیست ارزشمند است.

indigene leaders advocate for their community's rights.

رهبران بومی از حقوق جامعه خود حمایت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید