indigenize

[ایالات متحده]/ɪnˈdɪdʒ.ɪ.naɪz/
[بریتانیا]/ɪnˈdɪdʒ.ɪ.naɪz/

ترجمه

vt. چیزی را بومی یا محلی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

indigenize culture

بومي‌سازي فرهنگ

indigenize knowledge

بومي‌سازي دانش

indigenize practices

بومي‌سازي شيوه‌ها

indigenize education

بومي‌سازي آموزش

indigenize language

بومي‌سازي زبان

indigenize identity

بومي‌سازي هویت

indigenize governance

بومي‌سازي حکومت‌داری

indigenize resources

بومي‌سازي منابع

indigenize narratives

بومي‌سازي روایت‌ها

indigenize methodologies

بومي‌سازي روش‌شناسی‌ها

جملات نمونه

we need to indigenize our educational curriculum.

ما نیاز داریم برنامه درسی خود را بومی کنیم.

they aim to indigenize the marketing strategies for better local engagement.

آنها قصد دارند استراتژی های بازاریابی را برای تعامل بهتر محلی بومی کنند.

the project seeks to indigenize technology to meet local needs.

این پروژه به دنبال بومی سازی فناوری برای پاسخگویی به نیازهای محلی است.

they are working to indigenize the narrative in their storytelling.

آنها در تلاشند روایت را در داستان سرایی خود بومی کنند.

we should indigenize our approach to environmental conservation.

ما باید رویکرد خود را به حفاظت از محیط زیست بومی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید