indigested food
غذاي هضم نشده
indigested matter
مواد هضم نشده
indigested nutrients
مواد مغذی هضم نشده
indigested waste
ضایعات هضم نشده
indigested substances
مواد هضم نشده
indigested proteins
پروتئینهای هضم نشده
indigested carbohydrates
کربوهیدراتهای هضم نشده
indigested fibers
فیبرهای هضم نشده
indigested fats
چربیهای هضم نشده
indigested bile
صفراي هضم نشده
after a heavy meal, i often feel indigested.
بعد از یک وعده غذایی سنگین، اغلب احساس گرسنگی می کنم.
indigested food can lead to stomach discomfort.
غذاهای هضم نشده می توانند منجر به ناراحتی معده شوند.
she complained of indigested feelings after the feast.
او بعد از جشن از احساسات هضم نشده شکایت کرد.
he took medicine to relieve his indigested symptoms.
او برای تسکین علائم هضم نشده خود دارویی کرد.
too much junk food can leave you feeling indigested.
خوردن بیش از حد غذای ناسالم می تواند باعث شود احساس گرسنگی کنید.
indigested meals can disrupt your sleep at night.
وعده های غذایی هضم نشده می توانند خواب شما را در شب مختل کنند.
he often feels indigested after eating late at night.
او اغلب بعد از خوردن شام دیر وقت احساس گرسنگی می کند.
she tried herbal tea to ease her indigested stomach.
او سعی کرد با چای گیاهی معده هضم نشده خود را تسکین دهد.
indigested food can cause bloating and gas.
غذاهای هضم نشده می توانند باعث نفخ و گاز شوند.
he realized that stress could make him feel more indigested.
او متوجه شد که استرس می تواند باعث شود بیشتر احساس گرسنگی کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید