indirections

[ایالات متحده]/ɪndɪ'rekʃ(ə)n/
[بریتانیا]/ˌɪndaɪ'rɛkʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انتقال اطلاعات یا دستیابی به اهداف از طریق انحراف یا دور زدن یک مسیر مستقیم.

جملات نمونه

She communicates with indirection.

او با پرده‌نگاری ارتباط برقرار می‌کند.

His speech was full of indirection.

سخنرانی او پر از پرده‌نگاری بود.

They often use indirection in their negotiations.

آنها اغلب از پرده‌نگاری در مذاکرات خود استفاده می‌کنند.

The author's writing style involves a lot of indirection.

سبک نویسندگی نویسنده شامل پرده‌نگاری زیادی است.

The detective solved the case through indirection.

کارآگاه پرونده را از طریق پرده‌نگاری حل کرد.

The politician's response was filled with indirection.

پاسخ سیاستمدار پر از پرده‌نگاری بود.

She hinted at her true feelings through indirection.

او از طریق پرده‌نگاری به احساسات واقعی خود اشاره کرد.

The artist's work often conveys meaning through indirection.

اثر هنرمند اغلب معنا را از طریق پرده‌نگاری منتقل می‌کند.

In literature, indirection can create layers of meaning.

در ادبیات، پرده‌نگاری می‌تواند لایه‌هایی از معنا ایجاد کند.

The teacher used indirection to guide the students to the correct answer.

معلم از پرده‌نگاری برای هدایت دانش‌آموزان به پاسخ صحیح استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید