indiscreet

[ایالات متحده]/ɪndɪ'skriːt/
[بریتانیا]/'ɪndɪ'skrit/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد احتیاط، بی‌احتیاط، ناپخته، فاقد احتیاط

جملات نمونه

We’ve been too indiscreet,to say the least.

ما بیش از حد بی‌احتیاط بوده‌ایم، حداقل.

An indiscreet remark triggered off a long and costly strike.

یک اظهار نظر غیرمحتاطانه باعث بروز یک اعتصاب طولانی و پرهزینه شد.

being indiscreet with personal information

بی‌احتیاطی با اطلاعات شخصی

to be indiscreet with gossip

بی‌احتیاطی با شایعات

to act indiscreetly in public

بی‌احتیاطی در حضور عموم

to make an indiscreet remark

اظهار یک نظر بی‌احتیاطانه

to be indiscreet about finances

بی‌احتیاطی در مورد امور مالی

to share indiscreet photos

اشتراک‌گذاری عکس‌های بی‌احتیاطانه

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید