We’ve been too indiscreet,to say the least.
ما بیش از حد بیاحتیاط بودهایم، حداقل.
An indiscreet remark triggered off a long and costly strike.
یک اظهار نظر غیرمحتاطانه باعث بروز یک اعتصاب طولانی و پرهزینه شد.
being indiscreet with personal information
بیاحتیاطی با اطلاعات شخصی
to be indiscreet with gossip
بیاحتیاطی با شایعات
to act indiscreetly in public
بیاحتیاطی در حضور عموم
to make an indiscreet remark
اظهار یک نظر بیاحتیاطانه
to be indiscreet about finances
بیاحتیاطی در مورد امور مالی
to share indiscreet photos
اشتراکگذاری عکسهای بیاحتیاطانه
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید