inditing

[ایالات متحده]/ɪnˈdaɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ɪnˈdaɪtɪŋ/

ترجمه

v. نوشتن (مقاله، نامه و غیره)؛ تنظیم؛ خلق شعر

عبارات و ترکیب‌ها

inditing a letter

نوشتن نامه

inditing poetry

نوشتن شعر

inditing a message

نوشتن پیام

inditing thoughts

نوشتن افکار

inditing a story

نوشتن داستان

inditing documents

نوشتن اسناد

inditing notes

نوشتن یادداشت‌ها

inditing remarks

نوشتن نظرات

inditing articles

نوشتن مقالات

inditing reports

نوشتن گزارش‌ها

جملات نمونه

inditing a letter can be a therapeutic process.

نوشتن نامه می‌تواند یک فرآیند درمانی باشد.

she spent the afternoon inditing her thoughts in a journal.

او بعد از ظهر افکار خود را در یک دفتر خاطرات نوشت.

inditing poetry requires a deep understanding of emotions.

نوشتن شعر به درک عمیق احساسات نیاز دارد.

he was inditing a novel that reflected his life experiences.

او در حال نوشتن رمانی بود که بازتابی از تجربیات زندگی او بود.

inditing a speech can help clarify your ideas.

نوشتن یک سخنرانی می‌تواند به روشن شدن ایده‌های شما کمک کند.

she enjoys inditing letters to her friends around the world.

او از نوشتن نامه‌هایی برای دوستانش در سراسر جهان لذت می‌برد.

inditing a heartfelt message can strengthen relationships.

نوشتن یک پیام صمیمانه می‌تواند روابط را تقویت کند.

he found joy in inditing stories for children.

او از نوشتن داستان‌هایی برای کودکان لذت می‌برد.

inditing a biography requires careful research.

نوشتن یک زندگی‌نامه به تحقیق دقیق نیاز دارد.

they are inditing a collaborative article on climate change.

آنها در حال نوشتن یک مقاله مشترک در مورد تغییرات آب و هوایی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید