indoor-oriented activities
فعالیتهای داخلگرایانه
being indoor-oriented
داشتن گرایش به فعالیتهای داخل ساختمان
indoor-oriented lifestyle
سبک زندگی داخلگرایانه
highly indoor-oriented
بسیار داخلگرایانه
indoor-oriented design
طراحی داخلگرایانه
was indoor-oriented
داخلگرایانه بود
more indoor-oriented
بیشتر داخلگرایانه
indoor-oriented person
شخص داخلگرایانه
become indoor-oriented
داخلگرایانه شود
an indoor-oriented space
فضای داخلگرایانه
the company designed an indoor-oriented workspace to boost employee morale.
شرکت یک فضای کاری با تمرکز بر فضای داخلی طراحی کرد تا روحیه کارمندان را افزایش دهد.
our marketing strategy is heavily indoor-oriented, focusing on events and promotions.
استراتژی بازاریابی ما به شدت بر فضای داخلی متمرکز است و بر رویدادها و تبلیغات تمرکز دارد.
the architect created an indoor-oriented shopping mall with a central atrium.
معمار یک مرکز خرید با تمرکز بر فضای داخلی با یک ورطکوی مرکزی طراحی کرد.
many businesses are adopting an indoor-oriented approach to combat seasonal fluctuations.
بسیاری از مشاغل در حال اتخاذ رویکردی با تمرکز بر فضای داخلی برای مقابله با نوسانات فصلی هستند.
the museum's indoor-oriented exhibits are a major draw for tourists.
نمایشگاههای با تمرکز بر فضای داخلی موزه برای گردشگران بسیار جذاب هستند.
we developed an indoor-oriented fitness program for people with mobility issues.
ما یک برنامه ورزشی با تمرکز بر فضای داخلی برای افراد دارای مشکلات حرکتی طراحی کردیم.
the restaurant's indoor-oriented design creates a cozy and intimate atmosphere.
طراحی با تمرکز بر فضای داخلی رستوران فضایی دنج و صمیمی ایجاد میکند.
the event planner favored an indoor-oriented venue due to the unpredictable weather.
برنامهریز رویدادها به دلیل آب و هوای غیرقابل پیشبینی، مکانی با تمرکز بر فضای داخلی را ترجیح داد.
the gallery's indoor-oriented layout encourages visitors to linger and explore.
چیدمان با تمرکز بر فضای داخلی گالری بازدیدکنندگان را تشویق میکند که بمانند و کاوش کنند.
the hotel's indoor-oriented amenities include a spa and a fitness center.
امکانات با تمرکز بر فضای داخلی هتل شامل یک اسپا و یک مرکز تناسب اندام است.
the project's success hinged on its indoor-oriented features and design elements.
موفقیت پروژه به ویژگیها و عناصر طراحی با تمرکز بر فضای داخلی آن بستگی داشت.
indoor-oriented activities
فعالیتهای داخلگرایانه
being indoor-oriented
داشتن گرایش به فعالیتهای داخل ساختمان
indoor-oriented lifestyle
سبک زندگی داخلگرایانه
highly indoor-oriented
بسیار داخلگرایانه
indoor-oriented design
طراحی داخلگرایانه
was indoor-oriented
داخلگرایانه بود
more indoor-oriented
بیشتر داخلگرایانه
indoor-oriented person
شخص داخلگرایانه
become indoor-oriented
داخلگرایانه شود
an indoor-oriented space
فضای داخلگرایانه
the company designed an indoor-oriented workspace to boost employee morale.
شرکت یک فضای کاری با تمرکز بر فضای داخلی طراحی کرد تا روحیه کارمندان را افزایش دهد.
our marketing strategy is heavily indoor-oriented, focusing on events and promotions.
استراتژی بازاریابی ما به شدت بر فضای داخلی متمرکز است و بر رویدادها و تبلیغات تمرکز دارد.
the architect created an indoor-oriented shopping mall with a central atrium.
معمار یک مرکز خرید با تمرکز بر فضای داخلی با یک ورطکوی مرکزی طراحی کرد.
many businesses are adopting an indoor-oriented approach to combat seasonal fluctuations.
بسیاری از مشاغل در حال اتخاذ رویکردی با تمرکز بر فضای داخلی برای مقابله با نوسانات فصلی هستند.
the museum's indoor-oriented exhibits are a major draw for tourists.
نمایشگاههای با تمرکز بر فضای داخلی موزه برای گردشگران بسیار جذاب هستند.
we developed an indoor-oriented fitness program for people with mobility issues.
ما یک برنامه ورزشی با تمرکز بر فضای داخلی برای افراد دارای مشکلات حرکتی طراحی کردیم.
the restaurant's indoor-oriented design creates a cozy and intimate atmosphere.
طراحی با تمرکز بر فضای داخلی رستوران فضایی دنج و صمیمی ایجاد میکند.
the event planner favored an indoor-oriented venue due to the unpredictable weather.
برنامهریز رویدادها به دلیل آب و هوای غیرقابل پیشبینی، مکانی با تمرکز بر فضای داخلی را ترجیح داد.
the gallery's indoor-oriented layout encourages visitors to linger and explore.
چیدمان با تمرکز بر فضای داخلی گالری بازدیدکنندگان را تشویق میکند که بمانند و کاوش کنند.
the hotel's indoor-oriented amenities include a spa and a fitness center.
امکانات با تمرکز بر فضای داخلی هتل شامل یک اسپا و یک مرکز تناسب اندام است.
the project's success hinged on its indoor-oriented features and design elements.
موفقیت پروژه به ویژگیها و عناصر طراحی با تمرکز بر فضای داخلی آن بستگی داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید