ineffably beautiful
به طرز غیرقابل توصیفی زیبا
ineffably joyful
به طرز غیرقابل توصیفی شاد
ineffably profound
به طرز غیرقابل توصیفی عمیق
ineffably sad
به طرز غیرقابل توصیفی غمگین
ineffably serene
به طرز غیرقابل توصیفی آرام
ineffably rich
به طرز غیرقابل توصیفی ثروتمند
ineffably sweet
به طرز غیرقابل توصیفی شیرین
ineffably strange
به طرز غیرقابل توصیفی عجیب
ineffably thrilling
به طرز غیرقابل توصیفی هیجان انگیز
ineffably wise
به طرز غیرقابل توصیفی خردمند
her beauty was ineffably captivating.
زیبایی او به طرز غیرقابل توصیفی مسحور کننده بود.
the sunset was ineffably beautiful.
غروب خورشید به طرز غیرقابل توصیفی زیبا بود.
he felt ineffably grateful for her support.
او به طرز غیرقابل توصیفی برای حمایت او سپاسگزار بود.
there was an ineffably deep connection between them.
یک ارتباط عمیقاً غیرقابل توصیفی بین آنها وجود داشت.
she smiled ineffably, lighting up the room.
او با لبخندی غیرقابل توصیفی، اتاق را روشن کرد.
the music was ineffably moving.
موسیقی به طرز غیرقابل توصیفی تاثیرگذار بود.
his loss left an ineffably empty space in her heart.
از دست دادن او یک فضای غیرقابل توصیفی خالی در قلب او ایجاد کرد.
the moment was ineffably joyful.
لحظه به طرز غیرقابل توصیفی شاداب کننده بود.
she felt an ineffably strong sense of peace.
او یک حس قوی غیرقابل توصیفی از آرامش را احساس کرد.
the landscape was ineffably serene.
مناظر به طرز غیرقابل توصیفی آرام بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید