comparably

[ایالات متحده]/kəmˈpɑːrəblɪ/
[بریتانیا]/kəmˈpærəblɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای که می‌توان مقایسه کرد؛ به‌طور برابر؛ به‌طور مشابه

عبارات و ترکیب‌ها

comparably better

بهتر به نسبت

comparably worse

بدتر به نسبت

comparably priced

با قیمت مشابه

comparably sized

با اندازه مشابه

comparably effective

به طور مشابه مؤثر

comparably skilled

به طور مشابه ماهر

comparably strong

به طور مشابه قوی

comparably high

به طور مشابه بالا

comparably low

به طور مشابه پایین

comparably large

به طور مشابه بزرگ

جملات نمونه

her performance was comparably better than the others.

عملکرد او به طور قابل مقایسه بهتر از دیگران بود.

the prices of these two products are comparably low.

قیمت این دو محصول به طور قابل مقایسه پایین است.

he is comparably skilled in both languages.

او به طور قابل مقایسه در هر دو زبان ماهر است.

comparably, this method is more efficient.

به طور قابل مقایسه، این روش کارآمدتر است.

the two cities are comparably sized.

این دو شهر به طور قابل مقایسه اندازه دارند.

her dedication is comparably impressive.

تعهد او به طور قابل مقایسه تحسین برانگیز است.

the results are comparably significant for both groups.

نتایج برای هر دو گروه به طور قابل مقایسه مهم هستند.

comparably, the new model offers better features.

به طور قابل مقایسه، مدل جدید ویژگی‌های بهتری ارائه می‌دهد.

his insights are comparably valuable to the project.

دیدگاه‌های او به طور قابل مقایسه برای پروژه ارزشمند هستند.

their experiences are comparably relevant to our discussion.

تجربیات آنها به طور قابل مقایسه مرتبط با بحث ما هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید