inelastic

[ایالات متحده]/ˌɪnɪˈlæstɪk/
[بریتانیا]/ɪnɪˈlæstɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد الاستحکام، سفت، ناتوان از انعطاف.

عبارات و ترکیب‌ها

inelastic demand

تقاضای غیر کشسان

inelastic supply

عرضه غیر کشسان

inelastic scattering

پراکندگی غیر کشسان

inelastic collision

برخورد غيراهداشتی

inelastic deformation

تغییر شکل غیر کشسان

جملات نمونه

The demand for basic necessities is usually inelastic.

تقاضا برای کالاهای اساسی معمولاً غیر کشسان است.

Price changes have little effect on inelastic goods.

تغییرات قیمت تأثیر کمی بر کالاهای غیر کشسان دارند.

Luxury items tend to have inelastic demand.

کالاهای لوکس معمولاً تقاضای غیر کشسان دارند.

Inelastic supply can lead to shortages in the market.

عرضه غیر کشسان می‌تواند منجر به کمبود در بازار شود.

Certain medications have inelastic demand due to their necessity.

برخی داروها به دلیل ضرورت خود تقاضای غیر کشسان دارند.

Inelastic pricing strategies may be risky in competitive markets.

استراتژی‌های قیمت‌گذاری غیر کشسان ممکن است در بازارهای رقابتی خطرناک باشند.

Some services exhibit inelastic pricing due to lack of substitutes.

برخی خدمات به دلیل عدم وجود جایگزین، قیمت‌گذاری غیر کشسان نشان می‌دهند.

Inelastic labor supply can result in wage disparities.

عرضه نیروی کار غیر کشسان می‌تواند منجر به تفاوت در حقوق و دستمزدها شود.

The demand for addictive substances is often inelastic.

تقاضا برای مواد اعتیادآور اغلب غیر کشسان است.

Inelasticity can lead to market inefficiencies and distortions.

غیر کشسانی می‌تواند منجر به ناکارآمدی و تحریف بازار شود.

نمونه‌های واقعی

Previously, all crude was tied up by the big companies in inelastic long-term contracts.

قبلاً، همه نفت خام توسط شرکت‌های بزرگ در قراردادهای بلندمدت غیر کشسان محدود شده بود.

منبع: The Economist - Arts

And when kinetic energy isn’t conserved, that’s an inelastic collision.

و هنگامی که انرژی جنبشی حفظ نمی‌شود، یک برخورد غیر کشسان است.

منبع: Crash Course Comprehensive Edition

Generally, collisions can be described as either elastic or inelastic.

به طور کلی، برخوردها را می‌توان به عنوان کشسان یا غیر کشسان توصیف کرد.

منبع: Crash Course Physics

And when kinetic energy isn't conserved, that's an inelastic collision.

و هنگامی که انرژی جنبشی حفظ نمی‌شود، یک برخورد غیر کشسان است.

منبع: Crash Course Physics

So, now we know about both elastic and inelastic collisions.

بنابراین، اکنون ما در مورد هر دو برخورد کشسان و غیر کشسان می‌دانیم.

منبع: Crash Course Physics

But there’s also such a thing as a perfectly inelastic collision, because... of course there is.

اما چنین چیزی به نام برخورد کاملاً غیر کشسان نیز وجود دارد، زیرا... البته وجود دارد.

منبع: Crash Course Comprehensive Edition

At the same moment we heard the fall of something heavy and inelastic in the upper story.

در همان لحظه صدای افتادن چیزی سنگین و غیر کشسان در طبقه بالا را شنیدیم.

منبع: The New Arabian Nights (Part Two)

Mr Galanis remembers a TV personality who started at $60 and found that demand was inelastic all the way up to $99.

آقای Galanis به یاد دارد که یک شخصیت تلویزیونی با 60 دلار شروع کرد و متوجه شد که تقاضا تا 99 دلار کاملاً غیر کشسان است.

منبع: The Economist (Summary)

Instead, a perfectly inelastic collision is what happens when objects stick together.

در عوض، یک برخورد کاملاً غیر کشسان زمانی اتفاق می‌افتد که اجسام به هم بچسبند.

منبع: Crash Course Physics

But there's also such a thing as a perfectly inelastic collision, because... of course there is.

اما چنین چیزی به نام برخورد کاملاً غیر کشسان نیز وجود دارد، زیرا... البته وجود دارد.

منبع: Crash Course Physics

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید