inextirpable roots
ریشههایی که نمیتوان آنها را ریشهکنی کرد
inextirpable beliefs
باورهایی که نمیتوان آنها را ریشهکنی کرد
inextirpable pain
دردی که نمیتوان آن را ریشهکنی کرد
inextirpable guilt
گناهی که نمیتوان آن را ریشهکنی کرد
inextirpable influence
تاثیری که نمیتوان آن را ریشهکنی کرد
inextirpable disease
بیماری که نمیتوان آن را ریشهکنی کرد
inextirpable memory
خاطرهای که نمیتوان آن را ریشهکنی کرد
inextirpable habits
عادتهایی که نمیتوان آنها را ریشهکنی کرد
inextirpable fears
ترسهایی که نمیتوان آنها را ریشهکنی کرد
inextirpable legacy
میراثی که نمیتوان آن را ریشهکنی کرد
the inextirpable truth of history cannot be ignored.
حقیقت اجتنابناپذیر تاریخ را نمیتوان نادیده گرفت.
his inextirpable habits made it hard for him to change.
عادتهای اجتنابناپذیر او باعث میشد تغییر برایش دشوار باشد.
there is an inextirpable connection between culture and identity.
ارتباطی اجتنابناپذیر بین فرهنگ و هویت وجود دارد.
she felt an inextirpable sense of loyalty to her family.
او احساس وفاداری اجتنابناپذیر به خانوادهاش داشت.
the inextirpable nature of certain beliefs can shape societies.
طبیعت اجتنابناپذیر برخی باورها میتواند جوامع را شکل دهد.
his inextirpable optimism was contagious to everyone around him.
خوشبینی اجتنابناپذیر او برای همه اطرافیانش مسری بود.
inextirpable fears often hold people back from success.
ترسهای اجتنابناپذیر اغلب مردم را از موفقیت باز میدارند.
the inextirpable scars of war remain in the hearts of many.
جراحات اجتنابناپذیر جنگ در دل بسیاری باقی مانده است.
she had an inextirpable passion for art that drove her career.
او شور و اشتیاق اجتنابناپذیری به هنر داشت که باعث پیشرفت شغلیاش شد.
his inextirpable curiosity led him to explore the unknown.
کنجکاوی اجتنابناپذیر او باعث شد ناشناختهها را کشف کند.
inextirpable roots
ریشههایی که نمیتوان آنها را ریشهکنی کرد
inextirpable beliefs
باورهایی که نمیتوان آنها را ریشهکنی کرد
inextirpable pain
دردی که نمیتوان آن را ریشهکنی کرد
inextirpable guilt
گناهی که نمیتوان آن را ریشهکنی کرد
inextirpable influence
تاثیری که نمیتوان آن را ریشهکنی کرد
inextirpable disease
بیماری که نمیتوان آن را ریشهکنی کرد
inextirpable memory
خاطرهای که نمیتوان آن را ریشهکنی کرد
inextirpable habits
عادتهایی که نمیتوان آنها را ریشهکنی کرد
inextirpable fears
ترسهایی که نمیتوان آنها را ریشهکنی کرد
inextirpable legacy
میراثی که نمیتوان آن را ریشهکنی کرد
the inextirpable truth of history cannot be ignored.
حقیقت اجتنابناپذیر تاریخ را نمیتوان نادیده گرفت.
his inextirpable habits made it hard for him to change.
عادتهای اجتنابناپذیر او باعث میشد تغییر برایش دشوار باشد.
there is an inextirpable connection between culture and identity.
ارتباطی اجتنابناپذیر بین فرهنگ و هویت وجود دارد.
she felt an inextirpable sense of loyalty to her family.
او احساس وفاداری اجتنابناپذیر به خانوادهاش داشت.
the inextirpable nature of certain beliefs can shape societies.
طبیعت اجتنابناپذیر برخی باورها میتواند جوامع را شکل دهد.
his inextirpable optimism was contagious to everyone around him.
خوشبینی اجتنابناپذیر او برای همه اطرافیانش مسری بود.
inextirpable fears often hold people back from success.
ترسهای اجتنابناپذیر اغلب مردم را از موفقیت باز میدارند.
the inextirpable scars of war remain in the hearts of many.
جراحات اجتنابناپذیر جنگ در دل بسیاری باقی مانده است.
she had an inextirpable passion for art that drove her career.
او شور و اشتیاق اجتنابناپذیری به هنر داشت که باعث پیشرفت شغلیاش شد.
his inextirpable curiosity led him to explore the unknown.
کنجکاوی اجتنابناپذیر او باعث شد ناشناختهها را کشف کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید