new infatuations
شیفتگیهای جدید
childhood infatuations
شیفتگیهای دوران کودکی
brief infatuations
شیفتگیهای کوتاه
romantic infatuations
شیفتگیهای عاشقانه
crazy infatuations
شیفتگیهای دیوانه وار
unrequited infatuations
شیفتگیهای یک طرفه
puppy infatuations
شیفتگیهای سگی
fleeting infatuations
شیفتگیهای زودگذر
teenage infatuations
شیفتگیهای نوجوانی
obsessive infatuations
شیفتگیهای وسواسی
her infatuations often lead to heartbreak.
شیفتگیهای او اغلب منجر به دلسردی میشوند.
he has had many infatuations, but none lasted.
او شیفتگیهای زیادی داشته، اما هیچکدام دوام نیافتهاند.
infatuations can cloud your judgment.
شیفتگیها میتوانند قضاوت شما را مختل کنند.
they laughed about their teenage infatuations.
آنها در مورد شیفتگیهای نوجوانی خود خندیدند.
her infatuations often inspire her poetry.
شیفتگیهای او اغلب الهامبخش شعر او هستند.
infatuations can sometimes feel like love.
شیفتگیها گاهی اوقات میتوانند مانند عشق احساس شوند.
he tends to act on his infatuations impulsively.
او معمولاً به طور تکانشی بر اساس شیفتگیهای خود عمل میکند.
infatuations are common during adolescence.
شیفتگیها در دوران نوجوانی رایج هستند.
she learned to distinguish between infatuations and true love.
او یاد گرفت که شیفتگیها را از عشق واقعی تشخیص دهد.
his infatuations often fade quickly.
شیفتگیهای او اغلب به سرعت محو میشوند.
new infatuations
شیفتگیهای جدید
childhood infatuations
شیفتگیهای دوران کودکی
brief infatuations
شیفتگیهای کوتاه
romantic infatuations
شیفتگیهای عاشقانه
crazy infatuations
شیفتگیهای دیوانه وار
unrequited infatuations
شیفتگیهای یک طرفه
puppy infatuations
شیفتگیهای سگی
fleeting infatuations
شیفتگیهای زودگذر
teenage infatuations
شیفتگیهای نوجوانی
obsessive infatuations
شیفتگیهای وسواسی
her infatuations often lead to heartbreak.
شیفتگیهای او اغلب منجر به دلسردی میشوند.
he has had many infatuations, but none lasted.
او شیفتگیهای زیادی داشته، اما هیچکدام دوام نیافتهاند.
infatuations can cloud your judgment.
شیفتگیها میتوانند قضاوت شما را مختل کنند.
they laughed about their teenage infatuations.
آنها در مورد شیفتگیهای نوجوانی خود خندیدند.
her infatuations often inspire her poetry.
شیفتگیهای او اغلب الهامبخش شعر او هستند.
infatuations can sometimes feel like love.
شیفتگیها گاهی اوقات میتوانند مانند عشق احساس شوند.
he tends to act on his infatuations impulsively.
او معمولاً به طور تکانشی بر اساس شیفتگیهای خود عمل میکند.
infatuations are common during adolescence.
شیفتگیها در دوران نوجوانی رایج هستند.
she learned to distinguish between infatuations and true love.
او یاد گرفت که شیفتگیها را از عشق واقعی تشخیص دهد.
his infatuations often fade quickly.
شیفتگیهای او اغلب به سرعت محو میشوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید