infatuations

[ایالات متحده]/ɪnˌfætʃ.uˈeɪ.ʃənz/
[بریتانیا]/ɪnˌfætʃ.uˈeɪ.ʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اشتیاق یا تحسین شدید اما کوتاه‌مدت

عبارات و ترکیب‌ها

new infatuations

شیفتگی‌های جدید

childhood infatuations

شیفتگی‌های دوران کودکی

brief infatuations

شیفتگی‌های کوتاه

romantic infatuations

شیفتگی‌های عاشقانه

crazy infatuations

شیفتگی‌های دیوانه وار

unrequited infatuations

شیفتگی‌های یک طرفه

puppy infatuations

شیفتگی‌های سگی

fleeting infatuations

شیفتگی‌های زودگذر

teenage infatuations

شیفتگی‌های نوجوانی

obsessive infatuations

شیفتگی‌های وسواسی

جملات نمونه

her infatuations often lead to heartbreak.

شیفتگی‌های او اغلب منجر به دلسردی می‌شوند.

he has had many infatuations, but none lasted.

او شیفتگی‌های زیادی داشته، اما هیچ‌کدام دوام نیافته‌اند.

infatuations can cloud your judgment.

شیفتگی‌ها می‌توانند قضاوت شما را مختل کنند.

they laughed about their teenage infatuations.

آن‌ها در مورد شیفتگی‌های نوجوانی خود خندیدند.

her infatuations often inspire her poetry.

شیفتگی‌های او اغلب الهام‌بخش شعر او هستند.

infatuations can sometimes feel like love.

شیفتگی‌ها گاهی اوقات می‌توانند مانند عشق احساس شوند.

he tends to act on his infatuations impulsively.

او معمولاً به طور تکانشی بر اساس شیفتگی‌های خود عمل می‌کند.

infatuations are common during adolescence.

شیفتگی‌ها در دوران نوجوانی رایج هستند.

she learned to distinguish between infatuations and true love.

او یاد گرفت که شیفتگی‌ها را از عشق واقعی تشخیص دهد.

his infatuations often fade quickly.

شیفتگی‌های او اغلب به سرعت محو می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید