personal infirmities
ناتوانیهای شخصی
physical infirmities
ناتوانیهای جسمی
mental infirmities
ناتوانیهای ذهنی
age-related infirmities
ناتوانیهای مرتبط با سن
infirmities of mind
ناتوانیهای ذهنی
infirmities and weaknesses
ناتوانیها و ضعفها
overcoming infirmities
غلبه بر ناتوانیها
infirmities of character
ناتوانیهای شخصیتی
infirmities in health
ناتوانی در سلامتی
his infirmities made it difficult for him to participate in sports.
بیماریهای او باعث میشد حضور در فعالیتهای ورزشی برایش دشوار باشد.
we should show compassion towards those with infirmities.
ما باید نسبت به کسانی که دچار ناتوانی هستند، همدلی نشان دهیم.
infirmities can often be managed with proper care.
اغلب اوقات میتوان با مراقبت مناسب، ناتوانیها را کنترل کرد.
she has learned to cope with her infirmities over the years.
او در طول سالها یاد گرفته است که با ناتوانیهای خود کنار بیاید.
his infirmities did not stop him from pursuing his dreams.
ناتوانیهای او مانع از دنبال کردن رویاهایش نشد.
many elderly people suffer from various infirmities.
بسیاری از افراد مسن از انواع مختلف ناتوانیها رنج میبرند.
understanding infirmities is essential for healthcare providers.
درک ناتوانیها برای ارائه دهندگان خدمات بهداشتی ضروری است.
she spoke openly about her infirmities during the meeting.
او در طول جلسه به طور آشکار درباره ناتوانیهای خود صحبت کرد.
infirmities can affect one's quality of life significantly.
ناتوانیها میتوانند به طور قابل توجهی بر کیفیت زندگی تأثیر بگذارند.
his infirmities were a result of years of hard work.
ناتوانیهای او نتیجه سالها کار سخت بود.
personal infirmities
ناتوانیهای شخصی
physical infirmities
ناتوانیهای جسمی
mental infirmities
ناتوانیهای ذهنی
age-related infirmities
ناتوانیهای مرتبط با سن
infirmities of mind
ناتوانیهای ذهنی
infirmities and weaknesses
ناتوانیها و ضعفها
overcoming infirmities
غلبه بر ناتوانیها
infirmities of character
ناتوانیهای شخصیتی
infirmities in health
ناتوانی در سلامتی
his infirmities made it difficult for him to participate in sports.
بیماریهای او باعث میشد حضور در فعالیتهای ورزشی برایش دشوار باشد.
we should show compassion towards those with infirmities.
ما باید نسبت به کسانی که دچار ناتوانی هستند، همدلی نشان دهیم.
infirmities can often be managed with proper care.
اغلب اوقات میتوان با مراقبت مناسب، ناتوانیها را کنترل کرد.
she has learned to cope with her infirmities over the years.
او در طول سالها یاد گرفته است که با ناتوانیهای خود کنار بیاید.
his infirmities did not stop him from pursuing his dreams.
ناتوانیهای او مانع از دنبال کردن رویاهایش نشد.
many elderly people suffer from various infirmities.
بسیاری از افراد مسن از انواع مختلف ناتوانیها رنج میبرند.
understanding infirmities is essential for healthcare providers.
درک ناتوانیها برای ارائه دهندگان خدمات بهداشتی ضروری است.
she spoke openly about her infirmities during the meeting.
او در طول جلسه به طور آشکار درباره ناتوانیهای خود صحبت کرد.
infirmities can affect one's quality of life significantly.
ناتوانیها میتوانند به طور قابل توجهی بر کیفیت زندگی تأثیر بگذارند.
his infirmities were a result of years of hard work.
ناتوانیهای او نتیجه سالها کار سخت بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید