inflights

[ایالات متحده]/ˈɪnˌflaɪt/
[بریتانیا]/ˈɪnˌflaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در حین پرواز

عبارات و ترکیب‌ها

inflights meals

وعده‌های غذایی داخل هواپیما

inflight entertainment

سرگرمی داخل هواپیما

inflight services

خدمات داخل هواپیما

inflight announcements

اعلامیه‌های داخل هواپیما

inflight snacks

میان‌وعده‌های داخل هواپیما

inflight wifi

وای‌فای داخل هواپیما

inflight shopping

خرید داخل هواپیما

inflight magazine

مجله داخل هواپیما

inflight safety

ایمنی داخل هواپیما

inflight seating

چیدمان صندلی داخل هواپیما

جملات نمونه

inflight entertainment is essential for long journeys.

سرگرمی در هواپیما برای سفرهای طولانی ضروری است.

passengers can enjoy inflight meals during their trip.

مسافران می توانند از وعده های غذایی در هواپیما در طول سفر خود لذت ببرند.

the inflight magazine features various travel articles.

مجله هواپیما شامل مقالات سفر مختلف است.

inflight wi-fi allows travelers to stay connected.

وای فای هواپیما به مسافران امکان می دهد تا متصل بمانند.

many airlines offer inflight shopping options.

بسیاری از خطوط هوایی گزینه های خرید در هواپیما ارائه می دهند.

inflight announcements keep passengers informed.

اعلامیه های هواپیما مسافران را در جریان می گذارد.

inflight safety demonstrations are mandatory before takeoff.

نمایش های ایمنی هواپیما قبل از برخاستن اجباری است.

she enjoyed reading the inflight brochure about destinations.

او از خواندن بروشور هواپیما در مورد مقاصد لذت برد.

inflight services can vary between airlines.

خدمات هواپیما می تواند بین خطوط هوایی متفاوت باشد.

he watched a movie through the inflight entertainment system.

او از طریق سیستم سرگرمی هواپیما فیلم تماشا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید