inflowing

[ایالات متحده]/ɪnˈfləʊɪŋ/
[بریتانیا]/ɪnˈfloʊɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در حال جریان بودن \nn. عمل در حال جریان بودن

عبارات و ترکیب‌ها

inflowing water

آب جاری

inflowing air

هوا جاری

inflowing stream

جریان آب

inflowing traffic

ترافیک عبوری

inflowing funds

تامین مالی

inflowing resources

منابع ورودی

inflowing data

داده های ورودی

inflowing currents

جریان های ورودی

inflowing energy

انرژی ورودی

inflowing light

نور ورودی

جملات نمونه

the inflowing water from the river nourishes the surrounding plants.

آب جاری از رودخانه، گیاهان اطراف را تغذیه می‌کند.

the inflowing air helps to maintain a balanced temperature.

هوا جاری به حفظ دمای متعادل کمک می‌کند.

we can see the inflowing traffic during rush hour.

ما می‌توانیم ترافیک جاری را در ساعات شلوغی ببینیم.

the inflowing data will be analyzed for trends.

داده‌های جاری برای شناسایی روندها تجزیه و تحلیل خواهند شد.

her inflowing ideas sparked a lively discussion.

ایده‌های جاری او باعث ایجاد یک بحث پر جنب و جوش شد.

they monitored the inflowing funds for the project.

آنها بودجه جاری را برای پروژه رصد کردند.

the inflowing customers increased sales significantly.

مشتریان جاری به طور قابل توجهی فروش را افزایش دادند.

the inflowing energy from the sun is essential for life.

انرژی جاری از خورشید برای زندگی ضروری است.

he was impressed by the inflowing knowledge from various sources.

او تحت تأثیر دانش جاری از منابع مختلف قرار گرفت.

the inflowing ideas from the team led to innovative solutions.

ایده‌های جاری از تیم منجر به راه حل‌های نوآورانه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید