informalities

[ایالات متحده]/ɪnˌfɔːməˈlɪtiz/
[بریتانیا]/ɪnˌfɔrməˈlɪtiz/

ترجمه

n. حالت غیررسمی بودن؛ عدم وجود تشریفات

عبارات و ترکیب‌ها

social informalities

غیررسمی‌های اجتماعی

cultural informalities

غیررسمی‌های فرهنگی

business informalities

غیررسمی‌های تجاری

legal informalities

غیررسمی‌های قانونی

common informalities

غیررسمی‌های رایج

social gathering informalities

غیررسمی‌های گردهمایی‌های اجتماعی

communication informalities

غیررسمی‌های ارتباطی

cultural event informalities

غیررسمی‌های رویدادهای فرهنگی

organizational informalities

غیررسمی‌های سازمانی

personal informalities

غیررسمی‌های شخصی

جملات نمونه

we need to address the informalities in our meeting.

ما باید به عدم رسمیت‌ها در جلسه خود رسیدگی کنیم.

informalities can sometimes lead to misunderstandings.

عدم رسمیت‌ها گاهی اوقات می‌توانند منجر به سوء تفاهم شوند.

he prefers to avoid formalities and stick to informalities.

او ترجیح می‌دهد از رسمیت‌ها اجتناب کند و به عدم رسمیت‌ها پایبند باشد.

the informalities in the contract were overlooked.

عدم رسمیت‌ها در قرارداد نادیده گرفته شد.

she enjoys the informalities of casual conversations.

او از عدم رسمیت‌های مکالمات غیررسمی لذت می‌برد.

we should clarify the informalities before proceeding.

ما باید قبل از ادامه کار عدم رسمیت‌ها را روشن کنیم.

informalities can create a relaxed atmosphere.

عدم رسمیت‌ها می‌توانند فضایی آرام ایجاد کنند.

during the event, we embraced the informalities.

در طول رویداد، ما از عدم رسمیت‌ها استقبال کردیم.

understanding local informalities is crucial for communication.

درک عدم رسمیت‌های محلی برای برقراری ارتباط بسیار مهم است.

he navigated the informalities of the workplace with ease.

او به راحتی از پس عدم رسمیت‌های محیط کار برآمد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید