infra-red

[ایالات متحده]/[ˈɪnfrəˌred]/
[بریتانیا]/[ˈɪnfrəˌred]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تابش مادون قرمز؛ دوربین مادون قرمز
adj. مربوط به یا استفاده از تابش مادون قرمز

عبارات و ترکیب‌ها

infra-red camera

دوربین مادون قرمز

infra-red sensor

سنسور مادون قرمز

infra-red remote

پульт مادون قرمز

using infra-red

استفاده از مادون قرمز

detecting infra-red

تشخیص مادون قرمز

infra-red light

نور مادون قرمز

infra-red heat

گرما مادون قرمز

infra-red technology

فناوری مادون قرمز

infra-red signal

سیگنال مادون قرمز

infra-red waves

موج‌های مادون قرمز

جملات نمونه

the infra-red remote control changed the channel.

کنترل‌های فروسرخ قنوات را تغییر دادند.

infra-red cameras are used for night vision.

دوربین‌های فروسرخ برای دید در شب استفاده می‌شود.

we use an infra-red thermometer to check for fever.

ما از یک دماسنج فروسرخ برای بررسی افتادگی استفاده می‌کنیم.

the security system uses infra-red sensors.

سیستم امنیتی از حسگرهای فروسرخ استفاده می‌کند.

infra-red heating provides a comfortable warmth.

گرمای فروسرخ گرمایی راحت ایجاد می‌کند.

infra-red technology is used in many devices.

فناوری فروسرخ در بسیاری از دستگاه‌ها استفاده می‌شود.

the infra-red mouse connected to the computer.

ماوس فروسرخ به کامپیوتر متصل شد.

infra-red communication is a wireless method.

ارتباط فروسرخ یک روش بی‌سیم است.

we detected movement with the infra-red motion sensor.

ما حرکت را با حسگر حرکت فروسرخ تشخیص دادیم.

the infra-red light emitted from the device.

نور فروسرخ از دستگاه انتشار یافت.

infra-red spectroscopy analyzes molecular vibrations.

спектросکوپی فروسرخ ارتعاشات مولکولی را تحلیل می‌کند.

the infra-red counter detected the passing cars.

شمارشگر فروسرخ اتومبیل‌های عبور کرده را تشخیص داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید