ingeminated ideas
ایدههای به هم پیوسته
ingeminated concepts
مفاهیم به هم پیوسته
ingeminated themes
مضامین به هم پیوسته
ingeminated patterns
الگوهای به هم پیوسته
ingeminated thoughts
افکار به هم پیوسته
ingeminated phrases
عبارات به هم پیوسته
ingeminated messages
پیامهای به هم پیوسته
ingeminated questions
سوالات به هم پیوسته
ingeminated statements
گزارههای به هم پیوسته
ingeminated arguments
استدلالهای به هم پیوسته
the scientist ingeminated the results to emphasize their importance.
دانشمند نتایج را برای تاکید بر اهمیت آنها تکرار کرد.
ingeminated ideas often lead to innovative solutions.
ایدههای تکراری اغلب منجر به راه حلهای نوآورانه میشوند.
the teacher ingeminated the lesson to ensure all students understood.
معلم درس را تکرار کرد تا اطمینان حاصل شود که همه دانش آموزان متوجه شدند.
she ingeminated her request for assistance during the meeting.
او درخواست خود برای کمک در طول جلسه را تکرار کرد.
ingeminated warnings can prevent serious mistakes.
هشدار تکراری میتواند از اشتباهات جدی جلوگیری کند.
the author ingeminated key themes throughout the novel.
نویسنده مضامین کلیدی را در طول رمان تکرار کرد.
he ingeminated his commitment to the project several times.
او تعهد خود به پروژه را چندین بار تکرار کرد.
the coach ingeminated the strategy before the big game.
مربی استراتژی را قبل از بازی بزرگ تکرار کرد.
ingeminated phrases in speeches can enhance persuasion.
عبارات تکراری در سخنرانیها میتوانند قدرت متقاعد کردن را افزایش دهند.
the manager ingeminated the company's goals in the presentation.
مدیر اهداف شرکت را در ارائه معرفی کرد.
ingeminated ideas
ایدههای به هم پیوسته
ingeminated concepts
مفاهیم به هم پیوسته
ingeminated themes
مضامین به هم پیوسته
ingeminated patterns
الگوهای به هم پیوسته
ingeminated thoughts
افکار به هم پیوسته
ingeminated phrases
عبارات به هم پیوسته
ingeminated messages
پیامهای به هم پیوسته
ingeminated questions
سوالات به هم پیوسته
ingeminated statements
گزارههای به هم پیوسته
ingeminated arguments
استدلالهای به هم پیوسته
the scientist ingeminated the results to emphasize their importance.
دانشمند نتایج را برای تاکید بر اهمیت آنها تکرار کرد.
ingeminated ideas often lead to innovative solutions.
ایدههای تکراری اغلب منجر به راه حلهای نوآورانه میشوند.
the teacher ingeminated the lesson to ensure all students understood.
معلم درس را تکرار کرد تا اطمینان حاصل شود که همه دانش آموزان متوجه شدند.
she ingeminated her request for assistance during the meeting.
او درخواست خود برای کمک در طول جلسه را تکرار کرد.
ingeminated warnings can prevent serious mistakes.
هشدار تکراری میتواند از اشتباهات جدی جلوگیری کند.
the author ingeminated key themes throughout the novel.
نویسنده مضامین کلیدی را در طول رمان تکرار کرد.
he ingeminated his commitment to the project several times.
او تعهد خود به پروژه را چندین بار تکرار کرد.
the coach ingeminated the strategy before the big game.
مربی استراتژی را قبل از بازی بزرگ تکرار کرد.
ingeminated phrases in speeches can enhance persuasion.
عبارات تکراری در سخنرانیها میتوانند قدرت متقاعد کردن را افزایش دهند.
the manager ingeminated the company's goals in the presentation.
مدیر اهداف شرکت را در ارائه معرفی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید