ingeminated

[ایالات متحده]/ɪnˈdʒɛmɪneɪtɪd/
[بریتانیا]/ɪnˈdʒɛmɪneɪtɪd/

ترجمه

vt. تکرار کردن یا تکرار نمودن

عبارات و ترکیب‌ها

ingeminated ideas

ایده‌های به هم پیوسته

ingeminated concepts

مفاهیم به هم پیوسته

ingeminated themes

مضامین به هم پیوسته

ingeminated patterns

الگوهای به هم پیوسته

ingeminated thoughts

افکار به هم پیوسته

ingeminated phrases

عبارات به هم پیوسته

ingeminated messages

پیام‌های به هم پیوسته

ingeminated questions

سوالات به هم پیوسته

ingeminated statements

گزاره‌های به هم پیوسته

ingeminated arguments

استدلال‌های به هم پیوسته

جملات نمونه

the scientist ingeminated the results to emphasize their importance.

دانشمند نتایج را برای تاکید بر اهمیت آنها تکرار کرد.

ingeminated ideas often lead to innovative solutions.

ایده‌های تکراری اغلب منجر به راه حل‌های نوآورانه می‌شوند.

the teacher ingeminated the lesson to ensure all students understood.

معلم درس را تکرار کرد تا اطمینان حاصل شود که همه دانش آموزان متوجه شدند.

she ingeminated her request for assistance during the meeting.

او درخواست خود برای کمک در طول جلسه را تکرار کرد.

ingeminated warnings can prevent serious mistakes.

هشدار تکراری می‌تواند از اشتباهات جدی جلوگیری کند.

the author ingeminated key themes throughout the novel.

نویسنده مضامین کلیدی را در طول رمان تکرار کرد.

he ingeminated his commitment to the project several times.

او تعهد خود به پروژه را چندین بار تکرار کرد.

the coach ingeminated the strategy before the big game.

مربی استراتژی را قبل از بازی بزرگ تکرار کرد.

ingeminated phrases in speeches can enhance persuasion.

عبارات تکراری در سخنرانی‌ها می‌توانند قدرت متقاعد کردن را افزایش دهند.

the manager ingeminated the company's goals in the presentation.

مدیر اهداف شرکت را در ارائه معرفی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید