ingeminates

[ایالات متحده]/ɪnˈdʒɛmɪneɪts/
[بریتانیا]/ɪnˈdʒɛmɪneɪts/

ترجمه

vt. تکرار کردن یا تکرار نمودن

عبارات و ترکیب‌ها

ingeminates ideas

گسترش ایده ها

ingeminates themes

گسترش مضامین

ingeminates concepts

گسترش مفاهیم

ingeminates messages

گسترش پیام ها

ingeminates patterns

گسترش الگوها

ingeminates thoughts

گسترش افکار

ingeminates arguments

گسترش استدلال ها

ingeminates details

گسترش جزئیات

ingeminates statements

گسترش اظهارات

ingeminates facts

گسترش حقایق

جملات نمونه

he ingeminates his arguments to emphasize his point.

او استدلال‌های خود را برجسته می‌کند تا نقطه خود را تأکید کند.

the teacher ingeminates the important concepts during the lesson.

معلم مفاهیم مهم را در طول درس برجسته می‌کند.

she ingeminates her instructions to ensure everyone understands.

او دستورالعمل‌های خود را برجسته می‌کند تا اطمینان حاصل شود همه متوجه شوند.

the speaker ingeminates key phrases for better retention.

سخنرانی عبارات کلیدی را برای حفظ بهتر برجسته می‌کند.

in his speech, he ingeminates the need for action.

در سخنرانی خود، او نیاز به اقدام را برجسته می‌کند.

the coach ingeminates the strategies before the game.

مربی استراتژی‌ها را قبل از مسابقه توضیح می‌دهد.

she ingeminates her advice to help her friends remember.

او نصیحت‌های خود را برجسته می‌کند تا به دوستانش کمک کند به یاد داشته باشند.

he ingeminates the safety procedures during the training.

او رویه‌های ایمنی را در طول آموزش برجسته می‌کند.

the author ingeminates themes throughout the novel.

نویسنده مضامین را در طول رمان برجسته می‌کند.

the director ingeminates the vision for the film to the crew.

کارگردان چشم‌انداز فیلم را برای خدمه برجسته می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید