ingenuous

[ایالات متحده]/ɪnˈdʒenjuəs/
[بریتانیا]/ɪnˈdʒenjuəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌گناه، ساده‌لوح، صادق

عبارات و ترکیب‌ها

an ingenuous smile

لبخند ساده‌لوحانه

displaying ingenuous charm

نشان دادن جذابیت ساده‌لوحانه

an ingenuous question

سوال ساده‌لوحانه

جملات نمونه

an ingenuous admission of responsibility.

یک اعتراف بی گدار ویژه‌ به مسئولیت

an ingenuous beginner

یک مبتدی ساده‌لوح

Only the most ingenuous person would believe such a weak excuse!

فقط ساده‌لوح‌ترین فرد باور خواهد کرد که چنین بهانه‌ای ضعیف است!

She is too ingenuous in believing what others say.

او بیش از حد ساده‌لوح است و آنچه دیگران می‌گویند را باور می‌کند.

to be ingenuous in expressing feelings

بیان احساسات به روشی ساده‌لوحانه

an ingenuous approach to problem-solving

یک رویکرد ساده‌لوحانه برای حل مسئله

to appreciate her ingenuous honesty

قدردانی از صداقت ساده‌لوحانه او

his ingenuous belief in the goodness of people

باور ساده‌لوحانه او به خوبی مردم

to have an ingenuous outlook on life

داشتن یک دیدگاه ساده‌لوحانه نسبت به زندگی

an ingenuous reaction to the news

واکنش ساده‌لوحانه به این خبر

نمونه‌های واقعی

I don't know why I asked for that. It was very ingenuous of me.

من نمی‌دانم چرا آن را درخواست کردم. این خیلی ساده‌لوحانه از من بود.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

An ingenuous, transparent life was disclosed, as if the flow of her existence could be seen passing within her.

یک زندگی ساده، شفاف آشکار شد، گویی جریان وجود او قابل مشاهده بود.

منبع: Returning Home

George Tesman is really an ingenuous creature, Mrs. Hedda.

جرج تسمن واقعاً یک موجود ساده‌لوح است، خانم هددا.

منبع: Haida Gaobule

A nice enough fellow, in an ingenuous sort of way.

یک مرد جوان خوب، به روشی ساده‌لوحانه.

منبع: The Woman at the Bottom of the Lake (Part 1)

He was, however, anticipated by the voice of the ingenuous and youthful Alice.

با این حال، او توسط صدای آلیس جوان و ساده‌لوح پیشی گرفته شد.

منبع: The Last of the Mohicans (Chinese)

She was touched also by an ingenuous candour which gave a persuasive charm to his abruptness.

او همچنین تحت تأثیر صراحت و سادگی او قرار گرفت که جذابیت متقاعدکننده‌ای به ناگهانی‌اش بخشید.

منبع: Magician

Not pretty, but fresh and ingenuous with a mixture of shyness and pertness that I found amusing.

زیبا نبود، اما تازه و ساده بود با ترکیبی از خجالت و شیطنت که من آن را خنده‌دار یافتم.

منبع: Blade (Part Two)

Courtiers are not numerous when misfortunes are rife; but youth is gifted with ingenuous admiration and uncalculating fidelity.

خدمتکاران زیاد نیستند وقتی بدبختی‌ها فراوان هستند؛ اما جوانان با تحسین و وفاداری غیرمحاسبه‌ای هدیه داده شده‌اند.

منبع: Lily of the Valley (Part 1)

Stephen the ingenuous boy, though now obliterated externally by Stephen the contriving man, returned to Knight's memory vividly that afternoon.

استفان پسر ساده‌لوح، اگرچه اکنون به طور بیرونی توسط استفان مرد حیله‌گر محو شده است، آن بعد از ظهر به وضوح به خاطر او در ذهن نایت بود.

منبع: A pair of blue eyes (Part 2)

Stephen had now arrived at the point in his ingenuous narrative where he left the vicarage because of her father's manner.

استفان اکنون به نقطه‌ای در روایت ساده‌لوحانه خود رسیده بود که به دلیل رفتار پدرش خانه کشیشی را ترک کرد.

منبع: A pair of blue eyes (Part 2)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید