inherency

[ایالات متحده]/ɪnˈhɛrənsi/
[بریتانیا]/ɪnˈhɛrənsi/

ترجمه

n. ماهیت ذاتی بودن

عبارات و ترکیب‌ها

inherency in design

ذاتي بودن در طراحی

inherency of risk

ذاتي بودن خطر

inherency of nature

ذاتي بودن طبيعت

inherency in systems

ذاتي بودن سيستم‌ها

inherency of culture

ذاتي بودن فرهنگ

inherency in logic

ذاتي بودن منطق

inherency of value

ذاتي بودن ارزش

inherency in process

ذاتي بودن فرآيند

inherency of identity

ذاتي بودن هویت

inherency in function

ذاتي بودن عملکرد

جملات نمونه

the inherency of trust is essential in relationships.

ضرورت اعتماد در روابط بسیار مهم است.

her inherency for creativity sets her apart from others.

ویژگی خلاقیت او او را از دیگران متمایز می کند.

inherency in skills can lead to professional success.

مهارت در انجام کارها می تواند منجر به موفقیت حرفه ای شود.

understanding the inherency of cultural differences is important.

درک اهمیت تفاوت های فرهنگی مهم است.

the inherency of change is a natural part of life.

ذات تغییر، بخشی طبیعی از زندگی است.

he discussed the inherency of ethical values in business.

او در مورد اهمیت ارزش های اخلاقی در کسب و کار صحبت کرد.

the inherency of risk in investments cannot be ignored.

ریسک سرمایه گذاری قابل چشم پوشی نیست.

inherency in human behavior can be complex.

رفتار انسان می تواند پیچیده باشد.

she believes in the inherency of kindness in people.

او به مهربانی ذاتی در مردم اعتقاد دارد.

the inherency of competition drives innovation.

رقابت نوآوری را تقویت می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید