inhomogeneity

[ایالات متحده]/in,hɔməudʒe'ni:əti/
[بریتانیا]/ɪnˈhomədʒəˈniɪti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ناهمگونی، تنوع، عدم یکنواختی، ماهیت چندفازی
شکل‌های واژه

جملات نمونه

Simulation shows that the inhomogeneity of electric field reduces the oscillations in photodetachment cross section and its corresponding modulation function.

شبیه‌سازی نشان می‌دهد که ناهمگنی میدان الکتریکی باعث کاهش نوسانات در سطح مقطع جدا شدن فوتوالکترون و تابع تعدیل مربوطه می‌شود.

The inhomogeneity of the soil may affect crop growth.

ناهمگنی خاک ممکن است بر رشد محصول تأثیر بگذارد.

The inhomogeneity of the data led to inaccurate results.

ناهمگنی داده‌ها منجر به نتایج نادرست شد.

The inhomogeneity in the distribution of resources caused tension among the community members.

ناهمگنی در توزیع منابع باعث ایجاد تنش بین اعضای جامعه شد.

The inhomogeneity of student abilities makes teaching challenging.

ناهمگنی در توانایی‌های دانش‌آموزان، آموزش را چالش‌برانگیز می‌کند.

The inhomogeneity of the paint resulted in streaks on the wall.

ناهمگنی رنگ باعث ایجاد خطوط روی دیوار شد.

The inhomogeneity of income distribution is a major social issue.

ناهمگنی در توزیع درآمد یک مسئله اجتماعی بزرگ است.

The inhomogeneity of the mixture caused uneven coloring.

ناهمگنی مخلوط باعث رنگ‌آمیزی ناهموار شد.

The inhomogeneity of opinions within the team led to conflicts.

ناهمگنی در نظرات در داخل تیم منجر به درگیری شد.

The inhomogeneity of talent distribution can impact organizational performance.

ناهمگنی در توزیع استعداد می‌تواند بر عملکرد سازمانی تأثیر بگذارد.

The inhomogeneity in the texture of the fabric made sewing difficult.

ناهمگنی در بافت پارچه دوختن را دشوار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید