injuring

[ایالات متحده]/ˈɪn.dʒər.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɪn.dʒər.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری از آسیب رساندن؛ آسیب رساندن به (شهرت، عزت نفس و غیره)؛ ایجاد آسیب جسمی، به ویژه در یک تصادف؛ باعث درد شدن برای کسی یا چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

injuring oneself

آسیب دیدن خود

injuring others

آسیب رساندن به دیگران

injuring a player

آسیب رساندن به بازیکن

injuring in battle

آسیب دیدن در نبرد

injuring the victim

آسیب رساندن به قربانی

injuring during practice

آسیب دیدن در طول تمرین

injuring by accident

آسیب دیدن به طور تصادفی

injuring in sports

آسیب دیدن در ورزش

injuring while playing

آسیب دیدن در حین بازی

جملات نمونه

the player was injured during the match.

بازیکن در طول مسابقه دچار آسیب‌دیدگی شد.

injuring others is never the right choice.

آسیب رساندن به دیگران هرگز انتخاب درستی نیست.

he was fined for injuring his opponent.

او به دلیل آسیب رساندن به حریفش جریمه شد.

injuring yourself while exercising can be serious.

آسیب رساندن به خود در حین ورزش کردن می‌تواند جدی باشد.

they are investigating the incident of injuring a bystander.

آنها حادثه آسیب رساندن به یک رهگذر را بررسی می‌کنند.

injuring wildlife is against the law.

آسیب رساندن به حیات وحش غیرقانونی است.

he was accused of injuring his colleague.

او به آسیب رساندن به همکارش متهم شد.

injuring your back can limit your mobility.

آسیب دیدن کمر می‌تواند تحرک شما را محدود کند.

she was careful to avoid injuring herself.

او مراقب بود تا از آسیب رساندن به خود جلوگیری کند.

injuring a player can lead to penalties.

آسیب رساندن به یک بازیکن می‌تواند منجر به جریمه شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید