mutilating

[ایالات متحده]/ˈmjuːtɪleɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmjuːtəˌleɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به شدت آسیب رساندن به بدن؛ ناقص یا ناتمام کردن؛ بدشکل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

mutilating wounds

زخم‌های ناشی از آسیب شدید

mutilating acts

اقدامات آسیب‌زا

mutilating injuries

آسیب‌های شدید

mutilating violence

خشونت شدید

mutilating practices

روش‌های آسیب‌زا

mutilating procedures

روش‌های درمانی آسیب‌زا

mutilating behavior

رفتار آسیب‌زا

mutilating culture

فرهنگ آسیب‌زا

mutilating techniques

تکنیک‌های آسیب‌زا

mutilating methods

روش‌های آسیب‌زا

جملات نمونه

the act of mutilating art is considered a crime.

عمل ناقص کردن آثار هنری به عنوان یک جرم در نظر گرفته می‌شود.

mutilating a body is a shocking act of violence.

ناجوری بدن یک عمل خشونت‌آمیز تکان‌دهنده است.

he was accused of mutilating the evidence to hide the truth.

اتهام داشت که مدارک را برای پنهان کردن حقیقت ناقص کرده است.

mutilating animals is illegal in many countries.

ناجوری حیوانات در بسیاری از کشورها غیرقانونی است.

the story depicted a villain who enjoyed mutilating his victims.

داستان شخصیتی شرور را به تصویر می‌کشید که از ناقص کردن قربانیان خود لذت می‌برد.

she felt that mutilating her own work was a betrayal of her creativity.

او احساس کرد که ناقص کردن اثر خود خیانت به خلاقیت اوست.

mutilating historical artifacts can erase cultural heritage.

ناجوری آثار باستانی می‌تواند میراث فرهنگی را محو کند.

he expressed regret over mutilating the original manuscript.

او ابراز پشیمانی کرد که دست‌نویس اصلی را ناقص کرده است.

mutilating the landscape with construction can harm the environment.

ناجوری چشم‌انداز با ساخت و ساز می‌تواند به محیط زیست آسیب برساند.

the documentary highlighted the dangers of mutilating ecosystems.

مستند خطرات ناقص کردن اکوسیستم‌ها را برجسته کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید