hurting

[ایالات متحده]/ˈhɜːtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈhɜrtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری hurt؛ به وجود آوردن درد یا صدمه؛ آسیب رساندن؛ به وجود آوردن درد عاطفی
adj. آسیب دیده؛ مجروح

عبارات و ترکیب‌ها

hurting feelings

آسیب رساندن به احساسات

hurting inside

درون احساس آسیب دیدن

hurting others

آسیب رساندن به دیگران

hurting myself

آسیب رساندن به خودم

hurting badly

به شدت آسیب رساندن

hurting heart

آسیب به قلب

hurting words

کلمات آسیب رسان

hurting love

آسیب به عشق

hurting pain

درد آسیب رساندن

hurting truth

آسیب به حقیقت

جملات نمونه

hurting others is never the right choice.

آسیب رساندن به دیگران هرگز انتخاب درستی نیست.

she is hurting from the loss of her pet.

او از دست دادن حیوان خانگی‌اش درد می‌کشد.

he apologized for hurting her feelings.

او برای ناراحت کردن احساساتش عذرخواهی کرد.

hurting yourself is not a solution to your problems.

آسیب رساندن به خودتان راه حلی برای مشکلات شما نیست.

they are hurting financially due to the pandemic.

آنها به دلیل همه‌گیری از نظر مالی آسیب می‌بینند.

hurting someone intentionally is unacceptable.

آسیب رساندن به کسی به طور عمدی غیرقابل قبول است.

she is hurting and needs someone to talk to.

او درد می‌کشد و به کسی برای صحبت کردن نیاز دارد.

hurting words can leave lasting scars.

کلمات آسیب‌رسان می‌توانند جای زخم‌های ماندگار بگذارند.

he is hurting but trying to stay strong.

او درد می‌کشد اما سعی می‌کند قوی بماند.

don't let past experiences keep hurting you.

اجازه ندهید تجربیات گذشته به آسیب رساندن به شما ادامه دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید