conquest

[ایالات متحده]/ˈkɒŋkwest/
[بریتانیا]/ˈkɑːŋkwest/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. به دام انداختن، شکست، غلبه بر

عبارات و ترکیب‌ها

norman conquest

فتح نرماندی

جملات نمونه

the conquest of inflation.

تسخیر تورم

the conquest of Qomolangma .

تسخیر قمولانگما

the conquest of the Aztecs by the Spanish.

تسخیر آزتک‌ها توسط اسپانیایی‌ها

Mexico's hybrid post-conquest culture.

فرهنگ ترکیبی پس از فتح مکزیک

They succeeded in the conquest of that city.

آنها در تسخیر آن شهر موفق شدند.

The pianist made a conquest of every audience for which she played.

پیانیست بر هر مخاطبی که برای او اجرا می‌کرد، غلبه کرد.

Steve seems to have made a real conquest of Lily.They're always together.

به نظر می‌رسد استیو واقعاً لیلی را تسخیر کرده است. آنها همیشه با هم هستند.

The revanche du berceau (“revenge of the cradle”) dreamed of by some romantic nationalists as retaliation for the British conquest of 1759 didn't seem so far-fetched.

خشم و انتقام ("انتقام گهواره") که برخی از ملی‌گرایان رمانتیک به عنوان انتقام از فتح بریتانیایی در سال 1759 تصور می‌کردند، خیلی دور به نظر نمی‌رسید.

Myra Jehlen argues that Emerson's vision of man coming into his godship through the conquest of nature reads suspiciously like an apology for westward expansion.

میرا جهلن استدلال می‌کند که دیدگاه امرسون از انسان که از طریق تسخیر طبیعت به خدایی خود می‌رسد، بیشتر شبیه به دفاعی برای گسترش غربت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید