inkers

[ایالات متحده]/[ˈɪŋkəz]/
[بریتانیا]/[ˈɪŋkərz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که از مداد استفاده می‌کنند، به ویژه در چاپ یا نوشتن؛ افرادی که مداد را روی سطوح می‌چکانند، مانند هنرمندان تاتو.
v. رنگیدن یا علامت گذاری کردن با مداد.

جملات نمونه

the inker meticulously detailed the dragon's scales.

خانواده‌ی نویسنده به طور دقیق پوست جادویی را تفصیل داد.

we need to find a reliable inker for this comic book project.

ما نیاز داریم یک نویسنده‌ی معتبر برای این پروژه‌ی کتاب کامیک پیدا کنیم.

the inker used a fine-tipped pen for intricate line work.

نویسنده از یک قلم با نوک باریک برای کارهای خطوط پیچیده استفاده کرد.

the studio is seeking experienced inkers with a strong portfolio.

استودیو در حال جستجوی نویسندگان تجربه‌دار با یک پرتفولیو قوی است.

the inker's style is characterized by bold, clean lines.

سبک نویسنده با خطوط جرأت‌آمیز و تمیز مشخص می‌شود.

the artist and inker collaborated closely on the character design.

هنرمند و نویسنده به طور نزدیک در طراحی شخصیت همکاری کردند.

the inker added depth and dimension to the black and white illustration.

نویسنده عمق و ابعادی به ترسیم سیاه و سفید اضافه کرد.

many aspiring artists dream of becoming a successful inker.

بیشتر هنرمندان آماده‌ی موفقیت به خواب نویسنده‌ی موفق می‌خواهند.

the inker's skillful use of shading created a dramatic effect.

استفاده‌ی ماهرانه‌ی نویسنده از تیرگی یک اثر دراماتیک ایجاد کرد.

the client requested a highly detailed inking style for the logo.

خواسته‌ی مشتری یک سبک نویسی با جزئیات زیاد برای لوگو بود.

the inker spent hours refining the panel layouts.

نویسنده ساعات در بهبود طرح‌های پنل‌ها گذراند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید