inkpots

[ایالات متحده]/ˈɪŋkpɒt/
[بریتانیا]/ˈɪŋkˌpɑt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظرفی برای نگهداری جوهر؛ بطری جوهر

عبارات و ترکیب‌ها

inkpot holder

نگهدارنده جوهردان

inkpot design

طراحی جوهردان

inkpot collection

کلکسیون جوهردان

inkpot set

ست جوهردان

inkpot refill

ریختن مجدد جوهر در جوهردان

inkpot style

سبک جوهردان

inkpot cap

درب جوهردان

inkpot art

هنر جوهردان

inkpot usage

نحوه استفاده از جوهردان

inkpot storage

نگهداری جوهردان

جملات نمونه

he dipped his quill in the inkpot.

او قلم خود را در جای جوهر فرو کرد.

the inkpot spilled all over the table.

جای جوهر روی میز ریخت.

she carefully filled the inkpot before starting to write.

او قبل از شروع نوشتن، جای جوهر را با دقت پر کرد.

my grandfather had an antique inkpot on his desk.

پدربزرگم یک جای جوهر قدیمی روی میزش داشت.

he always kept his inkpot close at hand.

او همیشه جای جوهر خود را در دسترس نگه می‌داشت.

the artist used a colorful inkpot for his sketches.

هنرمند از یک جای جوهر رنگارنگ برای طرح های خود استفاده کرد.

she admired the intricate designs on the inkpot.

او طرح های پیچیده روی جای جوهر را تحسین کرد.

he wrote a letter using an inkpot and a feather pen.

او با استفاده از یک جای جوهر و یک قلم پر، نامه نوشت.

the inkpot was a gift from her grandmother.

جای جوهر هدیه مادربزرگش بود.

after finishing the letter, he closed the inkpot tightly.

پس از اتمام نامه، او جای جوهر را محکم بست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید