inkpot holder
نگهدارنده جوهردان
inkpot design
طراحی جوهردان
inkpot collection
کلکسیون جوهردان
inkpot set
ست جوهردان
inkpot refill
ریختن مجدد جوهر در جوهردان
inkpot style
سبک جوهردان
inkpot cap
درب جوهردان
inkpot art
هنر جوهردان
inkpot usage
نحوه استفاده از جوهردان
inkpot storage
نگهداری جوهردان
he dipped his quill in the inkpot.
او قلم خود را در جای جوهر فرو کرد.
the inkpot spilled all over the table.
جای جوهر روی میز ریخت.
she carefully filled the inkpot before starting to write.
او قبل از شروع نوشتن، جای جوهر را با دقت پر کرد.
my grandfather had an antique inkpot on his desk.
پدربزرگم یک جای جوهر قدیمی روی میزش داشت.
he always kept his inkpot close at hand.
او همیشه جای جوهر خود را در دسترس نگه میداشت.
the artist used a colorful inkpot for his sketches.
هنرمند از یک جای جوهر رنگارنگ برای طرح های خود استفاده کرد.
she admired the intricate designs on the inkpot.
او طرح های پیچیده روی جای جوهر را تحسین کرد.
he wrote a letter using an inkpot and a feather pen.
او با استفاده از یک جای جوهر و یک قلم پر، نامه نوشت.
the inkpot was a gift from her grandmother.
جای جوهر هدیه مادربزرگش بود.
after finishing the letter, he closed the inkpot tightly.
پس از اتمام نامه، او جای جوهر را محکم بست.
inkpot holder
نگهدارنده جوهردان
inkpot design
طراحی جوهردان
inkpot collection
کلکسیون جوهردان
inkpot set
ست جوهردان
inkpot refill
ریختن مجدد جوهر در جوهردان
inkpot style
سبک جوهردان
inkpot cap
درب جوهردان
inkpot art
هنر جوهردان
inkpot usage
نحوه استفاده از جوهردان
inkpot storage
نگهداری جوهردان
he dipped his quill in the inkpot.
او قلم خود را در جای جوهر فرو کرد.
the inkpot spilled all over the table.
جای جوهر روی میز ریخت.
she carefully filled the inkpot before starting to write.
او قبل از شروع نوشتن، جای جوهر را با دقت پر کرد.
my grandfather had an antique inkpot on his desk.
پدربزرگم یک جای جوهر قدیمی روی میزش داشت.
he always kept his inkpot close at hand.
او همیشه جای جوهر خود را در دسترس نگه میداشت.
the artist used a colorful inkpot for his sketches.
هنرمند از یک جای جوهر رنگارنگ برای طرح های خود استفاده کرد.
she admired the intricate designs on the inkpot.
او طرح های پیچیده روی جای جوهر را تحسین کرد.
he wrote a letter using an inkpot and a feather pen.
او با استفاده از یک جای جوهر و یک قلم پر، نامه نوشت.
the inkpot was a gift from her grandmother.
جای جوهر هدیه مادربزرگش بود.
after finishing the letter, he closed the inkpot tightly.
پس از اتمام نامه، او جای جوهر را محکم بست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید