inmigrants

[ایالات متحده]/ɪnˈmɪɡrənts/
[بریتانیا]/ɪnˈmɪɡrənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرد یا حیوانی که از جای دیگر به یک جای دیگر می‌آید؛ نوکر جدید؛ نژاد معرفی شده
adj. از جای دیگر سرچشمه گرفته؛ از منطقه دیگری معرفی شده

جملات نمونه

immigrants contribute significantly to the economy.

مهاجران به طور قابل توجهی به اقتصاد کمک می‌کنند.

many immigrants face language barriers.

بسیاری از مهاجران با موانع زبانی مواجه هستند.

the community welcomed the new immigrants warmly.

جامعه به مهاجران جدید با گرما خوش‌آمد گفت.

immigrants often bring diverse cultural traditions.

مهاجران اغلب سنت‌های فرهنگی متنوعی را به همراه می‌آورند.

laws regarding immigrants have changed recently.

قوانین مربوط به مهاجران اخیراً تغییر کرده‌اند.

some immigrants start their own businesses.

برخی از مهاجران کسب و کارهای خود را آغاز می‌کنند.

immigrants pursue better opportunities in new countries.

مهاجران به دنبال فرصت‌های بهتر در کشورهای جدید هستند.

the city has a large population of immigrants.

این شهر جمعیت زیادی از مهاجران دارد.

immigrants enrich the cultural fabric of society.

مهاجران بافت فرهنگی جامعه را غنی‌تر می‌کنند.

programs help immigrants integrate into society.

برنامه‌هایی برای کمک به مهاجران در ادغام در جامعه وجود دارد.

immigrants maintain connections to their home countries.

مهاجران ارتباطاتی با کشورهای خود حفظ می‌کنند.

the government implemented new policies for immigrants.

دولت سیاست‌های جدیدی برای مهاجران اجرا کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید