residency

[ایالات متحده]/'rezɪd(ə)nsɪ/
[بریتانیا]/'rɛzɪdənsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دوره اقامت، دوره سکونت، دوره عملکرد سکونت، دوره کارآموزی برای مقیمان، حق اقامت دائم.

عبارات و ترکیب‌ها

permanent residency

اقامت دائم

temporary residency

اقامت موقت

residency permit

گواهی اقامت

residency application

درخواست اقامت

legal residency

اقامت قانونی

residency status

وضعیت اقامت

residency requirement

شرایط اقامت

جملات نمونه

the five-year residency qualification for presidential candidates.

شرایط اقامت پنج ساله برای نامزدان ریاست جمهوری.

She obtained permanent residency in the country.

او اقامت دائم را در آن کشور به دست آورد.

He applied for residency at the university.

او برای اقامت در دانشگاه درخواست داد.

The artist completed a residency program at the art studio.

هنرمند یک برنامه اقامت را در استودیوی هنر به پایان رساند.

They are looking for a residency in a quiet neighborhood.

آنها به دنبال اقامتی در یک محله آرام هستند.

The hospital offers residency training for medical students.

بیمارستان آموزش اقامت را برای دانشجویان پزشکی ارائه می دهد.

She is serving a residency in pediatrics.

او در بخش اطفال مشغول به خدمت است.

He plans to establish his residency in the city.

او قصد دارد اقامت خود را در شهر مستقر کند.

The residency requirements for citizenship vary by country.

شرایط اقامت برای شهروندی در کشورهای مختلف متفاوت است.

She was granted temporary residency while awaiting her visa approval.

در حالی که منتظر تایید ویزا بود، به او اقامت موقت اعطا شد.

The couple decided to apply for residency together.

زوج تصمیم گرفتند با هم برای اقامت درخواست دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید