inoculate

[ایالات متحده]/ɪˈnɒkjuleɪt/
[بریتانیا]/ɪˈnɑːkjuleɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به (کسی) یک تزریق پیشگیرانه بدهید

عبارات و ترکیب‌ها

inoculate with

واکسیناسیون با

جملات نمونه

It is important to inoculate children against common illnesses.

واکسیناسیون کودکان در برابر بیماری‌های شایع بسیار مهم است.

The doctor will inoculate you against the flu.

پزشک شما را در برابر آنفولانزا واکسینه خواهد کرد.

It is recommended to inoculate pets against rabies.

توصیه می‌شود حیوانات خانگی را در برابر هاری واکسینه کرد.

The nurse will inoculate patients with the necessary vaccinations.

پرستار بیماران را با واکسیناسیون‌های لازم واکسینه خواهد کرد.

Some people are hesitant to inoculate themselves due to fear of side effects.

برخی از افراد به دلیل ترس از عوارض جانبی از واکسیناسیون خودداری می‌کنند.

The government launched a campaign to inoculate the population against a new virus.

دولت یک کمپین را برای واکسیناسیون جمعیت در برابر یک ویروس جدید آغاز کرد.

It is common practice to inoculate travelers against certain diseases before they go abroad.

واکسیناسیون مسافران در برابر برخی بیماری‌ها قبل از سفر به خارج از کشور یک عمل معمول است.

The health department aims to inoculate as many people as possible to prevent the spread of the disease.

بخش بهداشت هدف دارد تا افراد بیشتری را واکسینه کند تا از گسترش بیماری جلوگیری شود.

It is crucial to inoculate farm animals to protect them from contagious diseases.

واکسیناسیون حیوانات مزرعه برای محافظت از آنها در برابر بیماری‌های مسری بسیار مهم است.

Healthcare workers are often the first to be inoculated during vaccination campaigns.

کارکنان بهداشت اغلب اولین کسانی هستند که در طول کمپین‌های واکسیناسیون واکسینه می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید