inoculated against
در برابر واکسیناسیون شده
inoculated with
با واکسن تزریق شده
inoculated population
جمعیت واکسیناسیون شده
inoculated individuals
افراد واکسیناسیون شده
inoculated group
گروه واکسیناسیون شده
inoculated vaccine
واکسن تزریق شده
inoculated strains
تنشهای واکسیناسیون شده
inoculated animals
حیوانات واکسیناسیون شده
inoculated cells
سلولهای واکسیناسیون شده
inoculated samples
نمونههای واکسیناسیون شده
they were inoculated against the flu last winter.
آنها در زمستان گذشته در برابر آنفولانزا واکسینه شدند.
the children need to be inoculated before school starts.
کودکان باید قبل از شروع مدرسه واکسینه شوند.
she felt relieved after being inoculated.
او بعد از واکسینه شدن احساس راحتی کرد.
he was inoculated with a new vaccine for covid-19.
او با یک واکسن جدید برای کووید-۱۹ واکسینه شد.
inoculated animals showed better resistance to the disease.
حیواناتی که واکسینه شده بودند مقاومت بهتری در برابر بیماری نشان دادند.
after being inoculated, he experienced mild side effects.
بعد از واکسینه شدن، او دچار عوارض جانبی خفیفی شد.
it is important to be inoculated before traveling abroad.
قبل از سفر به خارج از کشور واکسینه شدن مهم است.
many people were inoculated during the public health campaign.
بسیاری از مردم در طول کمپین بهداشت عمومی واکسینه شدند.
she volunteered to help inoculate pets at the shelter.
او داوطلب شد تا به واکسیناسیون حیوانات خانگی در پناهگاه کمک کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید