inoculated

[ایالات متحده]/ɪˈnɒkjʊleɪtɪd/
[بریتانیا]/ɪˈnɑːkjʊleɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به کسی واکسن داده شده است تا از بیماری جلوگیری کند

عبارات و ترکیب‌ها

inoculated against

در برابر واکسیناسیون شده

inoculated with

با واکسن تزریق شده

inoculated population

جمعیت واکسیناسیون شده

inoculated individuals

افراد واکسیناسیون شده

inoculated group

گروه واکسیناسیون شده

inoculated vaccine

واکسن تزریق شده

inoculated strains

تنش‌های واکسیناسیون شده

inoculated animals

حیوانات واکسیناسیون شده

inoculated cells

سلول‌های واکسیناسیون شده

inoculated samples

نمونه‌های واکسیناسیون شده

جملات نمونه

they were inoculated against the flu last winter.

آنها در زمستان گذشته در برابر آنفولانزا واکسینه شدند.

the children need to be inoculated before school starts.

کودکان باید قبل از شروع مدرسه واکسینه شوند.

she felt relieved after being inoculated.

او بعد از واکسینه شدن احساس راحتی کرد.

he was inoculated with a new vaccine for covid-19.

او با یک واکسن جدید برای کووید-۱۹ واکسینه شد.

inoculated animals showed better resistance to the disease.

حیواناتی که واکسینه شده بودند مقاومت بهتری در برابر بیماری نشان دادند.

after being inoculated, he experienced mild side effects.

بعد از واکسینه شدن، او دچار عوارض جانبی خفیفی شد.

it is important to be inoculated before traveling abroad.

قبل از سفر به خارج از کشور واکسینه شدن مهم است.

many people were inoculated during the public health campaign.

بسیاری از مردم در طول کمپین بهداشت عمومی واکسینه شدند.

she volunteered to help inoculate pets at the shelter.

او داوطلب شد تا به واکسیناسیون حیوانات خانگی در پناهگاه کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید